تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب فريدى ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
شربا

حنا

در ظرف نحاس گذاشته نافع است كحلا

دهن الاجر

كحلا در ابتدا

الحمار الوحشى

نظر كردن هميشه بر چشم او مانع ابتدائى نزول الماء است

تيس

مرارهء او با فراسيون كحلا و مرارهء تيس اهلى خشك كرده با آب رازيانج شياف ساخته كحلا نيز

ارنب

مرارهء آن قطورا در چشم نافع است ابتدائى نزول الماء را

حنظل

شحم او با قنطوريون دقيق استفراغ ساختن و منع كردن از حمام و هر قدر كه خواسته باشد آب بنوشد لطيف تدبير است

كمازريون

كحلا نافع است

نفط ابيض

كحلا نافع است

شراب

كحلا نافع است نيز شراب عتيق نافع است اندك خوردن

تين البرى

عصارهء ورق آن مخلوط با عسل كحلا نيز

جعده

با صبر نوشيدن نافع است نزول الماء را و اگر مخلوط كرده شود بعض تلخها پس اكتحال كردن نافع است نزول الماء را

خلد

دماغ آن كحلا

شبوط

تلخى آن كحلا در ابتدا

مرارهء وعل

كحلا نيز

زعفران

كحلا در ابتدا خصوصا وقتىكه باشد نزول الماء عقب مرض

دلفين بحرى

مرارهء آن كحلا

كتم

تخم آن كحلا و آن از اسرار طب خفيه است نافع نزول الماء را بالخاصيه

فلفل

اسود مخلوط با مسك كحل كردن نيز فلفل درهم بذر القطف درهم مرارهء باشق نصف درهم با مرارة الضبع نصف درهم كحل كردن دافع نزول الماء است مجرب

ضب

پشكل او كحلا

بهار صغير

مسمى به عين الحجل كحلا نيز

لؤلؤ

كحلا نيز

فوتينج نهرى

عصارهء آن با مر كحلا نيز گفته است رازى و اسكندريون وقتىكه باشد خيالات از جنس واحد پس علت در چشم است و اگر باشد خيالات نوع نوع پس علت بمشاركت عضو ديگر است شياف مرارة الشبوط و مرارة الجدى و مرارة الحجل خشك كرده معجون كردن با آب رازيانه
طب فريدى ( فارسى ) — صفحة 133 | حكيم فريد الدين