* خضاب : آنچه كه موى سروصورت يا پوست بدن را به آن رنگ كنند
* خصيه : بيضه
Testis
.
* خفقان : طپش قلب
Palpitation
* خلع : بيرون رفتن سر استخوان است از مكان خود
* خلفه : اسهال ، بىاشتهايى
* خمار : آنچه پس از نوشيدن شراب بهصورت درد سر ، كوفتگى و سستى باقى مىماند
* خمل : پرز
* خنازير : غدههاى سختى كه در زير گلو پديد مىآيد و زخم ايجاد مىكند
Scrofula
* خنّاق : خفگى ، ديفترى
* خنصر : انگشت كوچك
* خياطه : نخ
* خيشوم : فضاى بينى
Nostril
* خيلان : ج خال
* داء الثعلب : ريزش موى سر يا ابرو يا همه بدن كه به صورت لكههاى دايرهاى شكل ظاهر مىشود
Baldness
* داء الحيه : مرض سخت شدن و بدشكل شدن پوست بدن كه در آن سطح جلد از فلسهاى خشك و قطعات تيره شبيه فلس ماهى پوشيده مىشود و غالبا مادرزادى است
Ichthyosis
* داء الفيل : فيل پايى ، بيمارى انسداد مجارى لنفاوى پا
Elephantiasis
* داخس : درد ناخن
Whitlow
* دبيلات : ج دبيله
* دبيله : قرحه بزرگ ، غده چركين
* درور : جارى شدن
* درور منى : خارج شدن بدون اراده منى
* درهم : 97 / 2 تا 5 / 3 گرم است .
* دسم : چربى ، روغن
* دشبد : استخوان شكسته و كج و معوج
* دق : مرضى كه شخص را لاغر و نزار كند ، سل
* دلوك : داروى ماليدنى
* دماغ : مغز
* دمعه : اشك
* دمل : برآمدگى كوچك يا متوسط در جلد كه معمولا سرخرنگ و مخروطى است و مركز آن چركين و گود مىشود .
* دواب : چهارپايان
* دوار : سرگيجه
* دوالى : واريس
* دوى : وزوز گوش
* ديدان : كرمها
* ذائب : ذوبكننده
* ذات الجنب : درد پهلو ، التهاب پردههاى جنب ريه
Pleurisy
* ذات الصدر : تورم ديافراگم با با درد تشنجآور و خفقانآور در ناحيه سينه همراه است
* ذبحه : ورم گلو يا ورم لوزتين
* ذبول : لاغرى ، پژمردگى
* ذراع : واحد طولى از آرنج تا نوك انگشت ميانى
* ذرب : اسهال معدى
* ذرع : واحد طولى برابر با يك متر و چهارصدم متر
* ذرور : گرد
Powder
* ذفر : بدبو
* ذقن : چانه
* ذكى : تيزهوش
* ذوبان : لاغرى
* رادع : دارويى كه خون را با خاصيت ضد التهابى خود از ناحيهاى از بدن به ناحيهاى ديگر منحرف مىكند . دارويى كه با تحريك قسمتى از بدن اثرات زيانآور را در كانون ديگرى از بدن تخفيف مىدهد .
* رايب : ماست
* ربو : نوعى تنگى نفس ناشى از ازدياد حساسيت
Allergic asthma