تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 927

مساهمون:

ص٩٢٧
* انصباغ : رنگين شدن * انضاج : پختن گوشت و جز آن را ؛ صلاحيت پيدا كردن خلط فاسد جهت دفع * انضمام فم رحم : چسبيدگى دهانه رحم * انعاظ : برآمدگى آلت مرد
Erection
* أنف : بينى * انفتاح : گشوده شدن ، گشودن * انگشت مهين : انگشت شست * انهضام : هضم شدن
Digestion
* اوانى : ظروف * اوجاع : ج وجع * اوساخ : ج وسخ * اوعيه : ج وعاء * اهويه : ج هوا * ايذا : آزار و اذيت * ايسر : سمت چپ * ايلائوس : قسمت آخر روده باريك
Ileum
، انسداد روده‌ها در نتيجه يك آماس * ايمن : سمت راست * بادشنام : سرخى مفرط كه از غلبه خون بر رخ و ساير اندامها ظاهر شود ، باد سرخ * بارود : باروت * باصره : بينايى * باسور : گوشت اضافى كه بر لب يا داخل بينى و مخصوصا بر مقعد پديد آيد . * بالمناصفه : به يك اندازه * بايت : شب مانده * بخور : هرچه دود او را استعمال نمايند . * بحت الصوت : گرفتگى صدا * بحران : شدت بيمارى
Crisis
* بحوحت : گرفتگى * برسات : موسم بارش * برسام : ورم ديافراگم ، نوعى ذات الجنب
Diap hragmitis , Pleurisy
برش : نقطه‌هاى كوچك سياه كه بيشتر در صورت ايجاد مىشود و گاهى به سرخى و سياهى كم‌رنگ مىزند . * برص : پيسى
Vitiligo , Alphosis
* بروز : بيرون‌زدگى * بزاهء : ج باز كه پرنده شكارى است * بسرشند : مخلوط كنند * بشعه : بدمزه * بطايح : ج بطيحه ، مردابها * بطوء : كندى ، آهستگى * بطيء الهضم : غذايى كه آهسته هضم مىشود * بقل : سبزى * بقول : ج بقل * بلادت : كندذهنى * بلاهت : بىعقلى ، نادانى * بلت : ترى ، رطوبت * بنات اللّيل : كهير
Urticaria
* بنصر : انگشت حلقه
Ring finger
* بواسير الأنف : پوليپ بينى * بواسير داميه : بواسيرى كه خون از آن آيد * بول الدم : ادرار خونى
Hematuria
* بول در فراش : شب ادرارى * بهر : تنگى نفس * بهق : خالها و نقطه‌ها و برآمدگيهاى سياه و سفيد روى بدن
Melasma
* بياض : سفيدى كه بر سياهى چشم افتد * بيضتين : ورم بيضه‌ها * بيطره : دامپزشكى * بىعديل : بىمانند ، بىنظير * بين بين : متوسط * پرويزن : غربال ، سماق پالان * تب دايره : تب نوبه * تب ربع : تب نوبه كه هر چهار روز يك بار ظاهر
مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 927 | محمدرضا شمس اردكانى / محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى / روجا رحيمى / فاطمه فرجادمند