صفايحى و اين معروف به به ورق الخبازين است جهت آنكه خبازان در آب حل نموده بر قرص نان پيش از طبخ مىمالند و بر تنور مىچسبانند تا باعث سفيدى و رونق نان گردد و بعضى را به ورق الصاغه نامند و آن سفيد سنجى سنگين است و زرگران در تصفيه و جلاى نقره مستعمل دارند جهت آنكه آن را بسيار صفا و جلا مىدهد و بعضى زبدى است و اين در نهايت خفت و نرمى مىباشد و آن را از افريقيه مىآورند و اين حادترين اصناف است و بهترين اين صنف سبك صفايحى رقيق سريع التفتيت بنفش رنگ لذاع است كه در صورت مانند كف منجمد باشد و اين نيز اگر خفيف صلب است افريقى است و الا رومى امّا زبد به ورق سبك غير آنست جهت آنكه زبد به ورق سبك كبير الحجم شبيه به آرد گندم خالص و بوره زبدى منجمد با ترابيت و حمرت است فرق ميان زهره اسيوس و زبد البورق آنست كه زبد البورق بسيار سفيد و سنگينتر و با اندك زردى مىباشد به خلاف آن و امّا مصنوع آن پس آنچه را از براده شيشه و سرب مساوى الوزن سوده تسقيه به آب محلول قلى نموده و آب محلول قلى بسيار بر آن ريخته به آتش طبخ مىدهند تا آنكه بسوزد و با رزانت مىباشد و تنكار از اين قسم به عمل مىآيد و آنچه از درخت غرب به عمل مىآورند كه آب برگ آن را مىجوشانند تا غليظ گردد و قرصها مىسازند و اين بسيار سبك و سفيد مايل به سياهى و ملوحت مىباشد و اين بسيار كمياب است و به ورق الغرب نامند بهترين همه اصناف ارمنى به اوصاف مذكوره است و تندترين همه زبدى است .
طبيعت آن : گرم تا اواسط سيّم و خشك تا اواخر آن و نطرون و به ورق زبدى افريقى تا اواسط چهارم .
افعال و خواص آن : محلل و جالى و جاذب خون به ظاهر جلد و آشاميدن ارمنى آن قاطع اخلاط غليظه و مسكن مغص و رافع قولنج و مهيج باه و مقاوم سموم و به تنهايى و يا با ادويه مناسبه جهت سرفه بلغمى و با هم وزن آن زيره كرمانى و ماء العسل و با طبيخ زوفا يا حاشا يا سداب يا شبت و امثال اينها جهت تحليل رياح و تسكين مغص مفرط و با بيخ انجدان جهت رفع مضرت خون گرم گاو و تحليل خون منجمد در معده و با آب و شراب جهت ذراريح و با ادويه قاتله ديدان باعث اخراج و قوّت فعل آنها است و چون پنج درهم آن را در نيم رطل آب بيندازند و بر آتش ملايم جوش دهند تا آنكه آب گردد و ربع رطل زيت عذب در آن ريزند و بنوشند جهت قولنج يابس خصوص قولنجى كه عارض گردد گدازندگان نقره و سرب را و با بنفشه و صمغ عربى مسهل بلغم غليظ و مخرج كرم معده و با زيره كرمانى و ميپختج جهت رفع خناق عارض از شرب فطر و قطور محلول آن با آب و شراب زوفا در گوش جهت رفع اوجاع و تفتيح سدد و دوى و قطع رطوبت جارى از آن و با سركه جهت تنقيه چرك آن و غرغره آن با خل خمر جهت اسقاط زلوى در حلق مانده و اكتحال آن با عسل جهت حدت بصر و ضماد آن با پيه الاغ و سركه و يا پيه خنزير جهت رفع سميت گزيده سگ ديوانه و با صمغ البطم بر دماميل جهت انفتاح آنها و با انجير جهت استسقا و ضماد آن با قيروطيات جهت رفع هزال و حزاز و حكه و جرب و فالجى كه در آن گردن ميل به سوى خلف نموده باشد نزد انحطاط علت و بر التواى عصب نيز نافع و طلاى آن با روغن بابونه جهت رفع عرق و به تنهايى جهت رفع عرق نيز و به تنهايى جهت نيكويى رنگ رخسار و ستردن موى از هر عضوى كه خواهند و مداومت استعمال آن سياه كننده بدن و دو درهم آن با سه درهم روغن زنبق بر ذكر و اطراف آن جهت تهيج انعاظ بهترين دوايى است و همچنين با عسل و ماليدن آن با روغن بر شكم و ناف و تهيگاه و نزد آتش نشستن كسى كه در شكم او كرم باشد باعث قتل و اخراج آن و با ادهان مسخنه يا محلله ماليدن آن بر بدن صاحب حميات دوريه هنگام برد و قشعريره و نشستن نزديك آتش بين النفع و با مراهم جهت جرب و حكه و برص و شستن سر به آب محلول آن جهت حزاز و فرزجه آن جهت دفع رطوبات رحم و احتباس حيض مفيد .
مفسد معده و محرك قى ، مصلح آن مصطكى و صمغ عربى .
مقدار شربت آن : از يك درهم تا دو درهم و از قسم سرخ آن از نيم مثقال تا يك مثقال .
بدل آن : يك وزن و نيم آن نمك و بعضى نصف وزن آن قطران و بعضى به وزن آن ملح اندرانى گفتهاند و پاشيدن آن بر موى باعث رقت آن و جهت داء الثعلب و داء الحيه نافع و چون خواهند آن را بسوزانند طريقه احراق آن آنست كه در كوزه كرده سر آن را محكم بسته بر اخگر بگذارند و بگذارند تا سرخ گردد پس از آتش برداشته بگذارند تا سرد گردد و ساييده استعمال نمايند و محرق آن لطيفتر و حدت آن زياده و قريب به قوّت به ورق زبدى است .
بوزيدان
به ضم با و سكون واو و كسر زاى معجمه و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح دال مهمله و الف و نون به عربى مستعجله نامند .
ماهيت آن : بيخى است سفيد به حجم و طول انگشتى و زياده بر آن و مصمت و صلب و بر ظاهر آن خطوط كشيده و با خشونت و بعضى گفتهاند كه نوعى از مستعجله است و بعضى گفته كه آن از فروع مستعجله است و بعضى لعبت بربريه دانستهاند و بعضى غش مىكنند آن را به هر دو يعنى بدل آن بعضى مستعجله و بعضى لعبت بربريه را مىفروشند و فرق ميان ايشان به عدم خطوط مستعجله است و حلاوت بوزيدان به خلاف لعبت بربرى