كوفته در آب طبخ داده بعضى اندك غليظ و بعضى بسيار رقيق و بعضى متوسط و بعضى صاف كرده و بعضى صاف ناكرده مىآشامند و فرنگان با قدرى شير و نبات مىآشامند چنانچه به تفصيل در قرابادين مذكور شد و در طبع و مزاج آن اختلاف است حكيم مير عماد الدين محمود شيرازى در آخر رساله افيونيه خود در بيان قهوه نوشتهاند كه سرد و خشك در درجه دويّم است جهت آنكه در آن كيفيتى غالب بر طعم و رايحه و لون نيست كه قياس دلالت بر حرارت آن نمايند و به تجربه يافتهاند كه سردى آن به سرحد اضرار نمىرسد و در تساوى و غلبه هر يك از برودت و يبوست بر ديگرى موقوف به تأمل است و ميرزا قاضى در رساله خود نوشتهاند كه به تجربه فقير يافته كه سردى آن در درجه اول و خشكى آن در درجه دويّم است و حكيم سالك الدين يزدى نوشتهاند كه بعضى از واقفان خواص ادويه بر آن رفتهاند كه برودت آن در اول درجه ثانيه و يبوست آن در ثالثه است به واسطه آنكه در افراط آن يبوست دماغ و بىخوابى و خشكى مزاج به هم مىرسد شاربان آن را و شيخ داود انطاكى گفته كه گرم در اول و خشك در دويّم و آنچه شيوع يافته كه سرد و خشك است نه چنين است جهت آنكه پوست آن تلخ است و هر تلخى گرم است و يمكن كه پوست آن گرم باشد و مغز آن معتدل و يا سرد در اول و آنچه دلالت بر برودت آن مىكند عفوصت آنست و به تجربه رسيده كه جهت تجفيف رطوبات و سرفه بلغمى و نزلات و تفتيح سدهها و ادرار بول نافع است و اينها نيز دليل حرارت و يبوست آن است و حكيم مير محمد مؤمن در تحفه نوشته كه به قياس ظاهر مىگردد كه در گرمى معتدل و خشكى بر آن غالب و قشر آن گرمتر و خشكتر از آن باشد مؤلف گويد شايد كه مركب القوى باشد خصوص تازه آن جهت آنكه در آن دو جزو است يكى لطيف هوايى حار رطب و ديگرى كثيف ارضى بارد يابس كه به جزو اول افعال و آثار حرارت از تفريح و تلطيف و تفتيح و نضج و ادرار و تليين و غيرها از آن صادر مىگردد و به جزو ثانى افعال و آثار برودت و يبوست از تسكين حرارت تشنگى و ثوران و غليان دم و حدت صفرا و لذع آن و منع نوم و يبوست دماغ و غير اينها از آن ظاهر مىشود و هر چند تازه تر باشد آن جزو اول در آن زياده مىباشد و چون كهنه گردد به تدريج كم و زايل مىشود خصوص قشر آن و چون بريان نمايند آن نيز كمتر و زايل مىگردد و به مقدار بريان نمودن آن و بالجمله تازه و نو آن خصوص قشر خام آن مايل به حرارت و يبوست است و كهنه آن خصوص بريان آن بارد و يابس و هر چند كهنهتر گردد و زياده بريان نمايند بر برودت و يبوست آن مىافزايد .
افعال و خواص آن : آنچه اطباى مذكوره بيان فرمودهاند آنست كه شرب آب مطبوخ آن مفتح سدد است به فادزهريتى كه دارد مسكن اوجاع و ثوران و غليان خون و حدت و لذع صفرا و سودا و احتراق آن و مرقق و مصفى اخلاط و غلظت آنها است و لهذا در حميات دمويه و صفراويه و سوداويه خصوصاً در اوايل و بعد از بروز حصبه و جدرى و ربع مفيد است و شراى دموى و يرقان را سودمند و ملين طبع و مدر بول و مجفف رطوبات و جهت سرفه بلغمى و نزلات و رفع اعيا و تقويت معده و اكثر انواع صداع و رمد و ماليخوليا خصوصاً احتراقى آن و آنچه به سبب غلظت اخلاط و انجماد آنها باشد به جهت تصفيه و ترقيق اين اخلاط را و منع صعود ابخره را و گفتهاند بواسير را نافع است و ضماد آن با عسل جهت جبر عضو به در رفته و لعوق آن با عسل جهت سرفه حار رطب و حكيم مير عماد الدين محمود فرموده پندارم كه مجذوم را نيز نافع باشد به جهت همين علت و نيز سرفه بلغمى و نزلات و رخاوت معده را به تجفيف رطوبات و صعود بخارات آن به دماغ و اسهال را خصوصاً نيم بريان آن و كثرت نوم و تشنگى و صبر بر آن هر دو و اكتفا نمودن به طعام و شراب اندك بى آنكه مؤدى به ضعف و انحراف مزاج گردد مفيد و نيز رفع اعيا و ماندگى و كلال و ملال اسفار و حركات و مشقتها مىنمايد و بعضى راغبان و حريصان به شرب آن اين رباعى را در مدح آن گفتهاند :
راحيست قهوه روح فزا و كسل كسل * آرام جان و قوّت اعضا و قوّت دل
تقريب اجتماع جوانان پارسا * تفريح بخش خاطر پيران مضمحل
و ديگرى اين فرد را گفته :
قهوه حمام سفراش خمار ترياك * پر طاووس نظر افشره تنباكو است
از مضار آن آنست كه گفتهاند صداع مىآورد و باعث بيدارى و لاغرى بدن و صفرت لون و قطع شهوت باه و تقليل منى و خفقان و نفخ و قولنج و ماليخوليا و كابوس و خشك نمودن آلات تنفس و درشتى آن و مولد بواسير است و بالجمله بارد المزاج و مرطوبين و اصحاب غلبه اخلاط فاسده را بسيار مضر و بعضى ظرفا در مذمت آن گفتهاند :
آن سيه رو كه نام او قهوه است * مانع النوم و قاطع الشهوة است
اغلب آنكه اين مضار اكثر در كهنه بسيار بريان كرده سياه شده آن باشد نه خام آن خصوصاً قشر آن كه در بعضى امزجه شايد محرك باه و هاضم طعام باشد و يمكن كه وجه ولوع ايشان بدان كثرت حرارت مزاج و خوردن خرما و ميوههاى گرم است و محرر گويد حق آنست كه مبالغه بسيار از طرفين در منافع و