تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

اثلق

به فتح همزه و سكون ثاى مثلثه و فتح لام و قاف اسم عربى فنجنگشت است و ذو خمسة الاوراق و ذو خمسه اجنحه نيز نامند و به يونانى اغنيس يعنى طاهر و پاك به جهت آنكه زهاد در هنگام ربيع در اعياد فرش مىنمايند در معابد خود به جهت آنكه گمان برده‌اند كه مضعف باه و شكننده شهوت است و به فارسى پنجنگشت و به هندى سنبهالو و به فرنگى اسكى نان تو و به لاطينى ويطوس و ثمر آن را به عربى حب الفقد و حب النسل نامند بالعكس از قبيل نام زنگى كافور زيرا كه قاطع نسل است و به فارسى فلفل كوهى و به شيرازى دل آشوب و به هندى رنيكا خوانند . ماهيت آن : درختى است ما بين شجر و گياه و در مواضع صلب در كنار رودها و غير آن مىرويد و شاخ‌هاى آن صلب و قوى و برگ آن از برگ زيتون كوچك‌تر و نرم‌تر و فى الجمله شبيه به برگ انار و روى برگ‌هاى آن سبزتر از پشت آنها و بر سر هر شاخى پنج عدد برگ شبيه به پنج انگشت متفرقة الاطراف متقاربة الاصول و چون به دست بمالند بوى خوشى از آن آيد و گل آن سفيد مايل به سرخى و زرقت و تخم آن شبيه به فلفل كوچكى و رنگ آن مختلف بعضى سفيد و بعضى سياه و در هند درخت آن بزرگ‌تر از جاهاى ديگر مىشود . طبيعت آن : گرم و خشك در دويّم و بعضى در سيّم خشك و بعضى در دويّم سرد و در اول خشك دانسته‌اند . افعال و خواص آن : قابض و محلل و ملطف و مفتح سده دماغى و كبدى و صداع رطوبى و ورمى مانند قرانيطس و ليثرغس و جنون و خفقان و بواسير و سده سپرز و ورم رحم و احتباس حيض و التواى عصب و شقاق مقعده و زهر مار و هوام و سگ ديوانه گزيده و طرد هوام نافع و برگ تازه آن را چون بسايند بدون آب مانند شامى كباب ، قرصها سازند هر قرصى به مقدار سه ماشه و يك روى آن را بر روى تابه با روغن گاو بريان نمايند و در عسل خالص جيد تازه اندازند و تا سه روز هر روز صبح يك قرص آن را زن صاحب پرسوت بخورد و بعد از آن اگر موافقت نمود تا دو هفته هر روز يك قرص آن را صبح و يكى را شام و اگر صحت يافت بهتر و الا ترك نمايد و اگر اثرى از آن مانده باشد يك هفته ديگر نيز هر دو وقت و يا يك وقت بخورد و در ايام خوردن از لبنيات و حموضات و ماست و بقول و اشياى رطبه و روغن بسيار اجتناب نمايد و پرسوت آزاريست كه بعضى زنان را بعد از وضع حمل عارض مىگردد مختلف مىباشد حالات ايشان بعضى را ذرب بهم مىرسد و زرد و ضعيف و لاغر مىگرداند و رغبت بر غذايى نمىنمايد و چون قليلى تناول نمايند دير انهضام يابد و تا به اسهال مندفع نگردد آرام نمىيابند و بعضى را تب خفيفى نيز به آن مىباشد و ضماد آن جهت درد سر رطوبى و ورمى مانند قرانيطس و شرب آن جهت جنون و تفتيح سده دماغى و خفقان سوداوى و بلغمى و تفتيح سده جگر و سپرز و حبس دم بواسير و كسر رياح و زياده كردن شير و تجفيف منى و ادرار حيض و گزيدن مار و هوام و سگ ديوانه و با شراب جهت گشودن حيض و طلاى آن به آب جهت وجع شقاق مقعده و حمول و بخور برگ و ثمر آن با مثل آن پودنه صحرايى جهت ادرار حيض و جلوس در طبيخ آن جهت ورم رحم و مقعده و مرهم آن با كره يعنى مسكه تازه و برگ تاك جهت رفع صلابت انثيين و بخور آن باعث گريختن هوام و تحليل اورام و فرش كردن برگ آن و بر آن نشستن كاسر قوّت باه و گريزاننده هوام است و بستن برگ گرم كرده آن بر ورم بارد و نزول آب در بيضه و گويند تكيه كردن بر چوب آن كه از آن متكا ساخته بر آن تكيه نمايند مانع تعب و قطع كننده « 1 » شهوت جماع است و در زير فرش خواب گذاشتن مانع احتلام و قاطع نعوظ و تخم آن لطيف‌تر از برگ آن . مضر گرده و مصدع ، مصلح آن صمغ عربى . مقدار شربت آن : يك مثقال و بهتر آن است كه آن را بدون مصلح آن كه صمغ عربى است استعمال ننمايند و زياده از يك مثقال نيز . بدل آن : گويند دو وزن آن شاهدانه است .

اثمد

به كسر همزه و سكون ثاى مثلثه و كسر ميم و دال مهمله لغت عربى است و آن را كحل و كحل سليمانى و اصفهانى و كحل جلا نيز و به يونانى طمساوس و به لاتنى و به سريانى صديدا و به رومى كوخلن و به فارسى سرمه و به هندى انجن نامند . ماهيت آن : سنگى است صفايحى براق و اصناف و الوان مىباشد صنفى سياه و تيره و صنفى اندك از آن كمتر و صنفى سياه اندك مايل به بنفشى و صنفى ( سفيد ) « 2 » سرخ و صنفى سفيد نيز ديده شده و معادن آن بسيارى از بلاد است مانند اصفهان كه بهترين همه جاها است خصوص آنچه از نواح قهپايه آنجا آورند و بعد از آن مغرب و مصر و غيرها و حجر آن مخلوط با سرب مىباشد لهذا ملمّع و براق است و چون با نقره بگدازند نقره را شكننده سازد و بهترين آن آن است كه خوب سياه و براق و خالص از آميختگى چيزى غريب و بىرگ و كدروت باشد و بسيار صلب نباشد و زود شكسته و مفتت گردد و سفيد آن قلم‌هاى اندك طولانى و با صفايح و براق بود فى الجمله شبيه به زرنيخ ورقى و طلق باشد و
هامش
( 1 ) . قاطع : ب ( 2 ) . فقط در نسخه ب
مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 125 | محمدرضا شمس اردكانى / محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى / روجا رحيمى / فاطمه فرجادمند