تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢

اترج

به ضم همزه و سكون تاى مثناة فوقانيه و ضم راء مهمله و جيم به عربى متكه به ضم ميم و سكون تاء مثناة فوقانيه و فتح كاف و ها و جمع آن متك و ريحان الماء نيز و به يونانى مارسيسقا و به سريانى اطروغا و به لغت مصر ريحان النعنع و به هندى بجوژه و به فارسى نوع صغير آن را ترنج و نوع كبير آن را بالنگ و به فرنگى ليمونيه ماله صغير آن را و كبير آن را مبدكه ماله نامند و گويند ترنج معرب لغت اهواز است . ماهيت آن : بدان كه دو صنف است يكى صغير و پوست آن مستوى املس و دو طرف آن باريك و اين را به فارسى ترنج نامند و صنف دويّم كبير و پوست آن غير مستوى و دو طرف آن چندان باريك نيست بلكه طرف متصل به شاخ درخت اندك پهن‌تر و طرف دويّم آن اندك باريك‌تر و اين را به فارسى بالنگ نامند و رنگ پوست هر دو صنف آن زرد و طلايى است و رايحه آن طيب خصوص صغير آن و طعم آن تلخ و بعد از شيرين كردن به دستورى كه در قرابادين ذكر يافت تلخى آن زايل مىگردد و لحم آن سفيد و ضخيم و اندك شيرين و مغز آن كه در ميان پرده‌هاى غليظ طولانى كه در ميان غلاف‌هاى بسيار نازك است پر آب از صنف شيرين شيرين و از ترش آن ترش و تخم آن اندك طولانى فى الجمله صنوبرى شكل در غلاف سفيد و مغز آن سفيد و طعم آن اندك تلخ و درخت آن فى الجمله شبيه به درخت ليمو و به بلندى يك قامت تا يك و نيم قامت و شاخ‌هاى آن پهن و درهم و برگ آن اندك طولانى و عريض با تشريف رنگ آن سبز و خوشبوتر و بزرگ‌تر از ( برگ ) « 1 » ليمو و نارنج و گل آن سفيد و برگ‌هاى آن طولانى باريك اندك ضخيم و در وسط آن تارهاى باريك زرد رنگ و بسيار خوشبو غليظتر از بهار نارنج و جميع اجزاى درخت آن در طب مستعمل است و چون اطلاق لفظ اترج نمايند مراد ثمر آن است و منبت آن بيشتر بلاد گرم‌سير خصوصاً كه با رطوبت باشد و در سردسير بسيار سرد نمىشود و چون شاخ‌هاى زيرين متصل زمين را خم نمايند و قدرى زمين را حفر نموده در آن قدرى از آن شاخ‌ها را بگذارند كه باقى شاخ‌ها و سرشاخ‌ها بيرون باشد يعنى بخوابانند و بالاى آن مقدار يك شبر و يا زياده خاك ريزند و آب مىداده باشند تا پنج شش ماه كه خوب ريشه بندد و مستحكم شود پس محل اتصال آن را از درخت بريده هر جا كه خواهند غرس نمايند به زودى ثمر دهد خصوصاً كه آن شاخ مثمر باشد و قلم آن نيز مىگيرند چون قلم نمايند و هر جا كه خواهند بنشانند و تخم آن را كه بكارند دير به ثمر مىآيد و ثمر آن مدتها در درخت مىماند تا به ثمر موسم ديگر و در بنگاله دو موسم گل و ثمر مىدهد يكى اواسط زمستان و ديگر در ايام گرما كه اول ايام بارش است كه برسات نامند و آن هنگام بودن آفتاب است در اواخر ثور تا اوايل جوزا به اختلاف سنين . طبيعت : پوست زرد آن گرم در اول و خشك در دويّم و بعضى گرم در دويّم گفته‌اند و شحم آن يعنى لحم آن كه در زير پوست زرد آنست آنچه مغز آن شيرين است سرد و تر در دويّم و ليكن برودت آن زياده است از رطوبت آن و آنچه ترش است سرد و خشك در سيّم و گويند در اول سرد و تر و گويند در ترى و خشكى معتدل است و حماض آن يعنى مغز ترش آن در آخر دويّم سرد و خشك و بعضى در سيّم گفته‌اند و شيرين او سرد و تر و تخم آن در اول سيّم گرم و در دويّم خشك و برگ و شكوفه آن در آخر دويّم گرم و خشك است . افعال و خواص و منافع آن : ملطف و قابض و صاف كننده روح طبيعى و خون از صفرا و مسكن قى صفراوى و مقطع مره صفرا و مسكن حدت آن و مانع ريختن صفرا به معده و امعا و جهت خفقان حار و تقويت جگر و معده و جهت تسكين حرارت احشا و تشنگى و اسهال صفراوى و كبدى و گزيده عقرب پرنده و مار شاخدار و رفع يرقان و كلف و قوبا و قلع رنگ سياهى و مركب از جامه و اخراج زلوى در حلق مانده مفيد و ترياق سموم است و در حديث وارد است كه داخل نمىشود شيطان در خانه كه در آن اترج باشد امّا پوست زرد آن جهت تقويت قلب و دماغ و كبد سرد و معده و احشا و دفع غثيان و خوشبوى كردن دهان و تلطيف و تحليل رياح و اعانت بر هضم نافع خصوصاً مرباى آن با عسل مادام كه اكثار در خوردن آن نشود و الا هضم نمىگردد خصوص غير مرباى آن و نيز از مفرحات ترياقيه و حرارت آن معين بر خاصيت آنست و طبيخ خشك آن مسكن قى صفراوى و مضغ آن خوشبو كننده نكهت و شرب خشك كوبيده آن با عسل دافع مضرت همه زهرها است و آشاميدن عصاره آن كه با شحم گرفته باشند جهت گزيدن افعى و طلاى محرق خاكستر آن جهت برص مفيد و چون خشك غير محرق آن را در صندوق و جامه گذارند مانع كرم زدن آن است و چون پوست يك عدد اترج را در شراب اندازند در ساعت آن را ترش كند و سركه سازد . مضر جگر و دماغ محرور المزاج و مصدع . مصلح آن عسل و بنفشه و با شحم و حماض آن خوردن . مقدار شربت : از خشك آن تا پنج درم و از مرباى آن تا پنج مثقال است . روغن آن كه پوست زرد خالص شش عدد آن را در روغن زنبق و روغن خيرى از هر يك يك رطل و اگر نباشد در دو رطل روغن كنجد اندازند و در آفتاب گذارند و هر سه شبانه روز يك مرتبه
هامش
( 1 ) . فقط در نسخه ب
مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 122 | محمدرضا شمس اردكانى / محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى / روجا رحيمى / فاطمه فرجادمند