قريب به اوست در خواص مگر آنكه مضرت او بحنجره نسبت به اروى زياده است مىگويند كه قلقاس است ليكن در چهره برگهاى بر خلاف پر ظاهر است چنانچه صاحب تحفة المومنين نوشته كه برگ او مشابه برگ بادام مگر آنكه گفته شود خطا از ناسخ است و ديگر چهره را تطبيق مىتوان داد و مزاج قلقاس گرم نوشتهاند و از بعضى اعراب كه پرسيده شد انها هم مىگويند كه قلقاس اسم اروىست و اللّه أعلم بالصواب
ارك
بفتح همزه و سكون راء مهمله و كاف اسم آك است
ارميد
بفتح همزه و سكون راء مهمله و كسر ميم و سكون ياء تحتانى و دال مهمله اسم بت كهدر كه نوعى از كهير است
اروسا
بفتح همزه و ضم راء مهمله و سكون واو و فتح سين مهمله و الف اسم بانسا است و در باء بيايد
فصل السين المهمله
استهل كند
بكسر همزه و سكون سين مهمله و ضم تاء فوقانى و خفاء هاء و سكون لام و فتح كاف و خفاء نون و دال مهمله اين را كرام كند نيز گويند و قسم دوم مان كند است و كند نزد اينها اسم بيخ است كه چوبين نباشد چون زمين كند و بيخى را كه چوبين باشد مول نامند مولد بلغم و دافع باد و صفراء و خون و اماس اعضا و قسم دوم شيرين و سرد و گران و دافع خون و صفراء
استهول كند
نيز آمده است باضافه واو ساكنه در ميان و لام
اسپرك
بفتح همزه و سكون سين مهمله و فتح باء فارسى و راء مهمله و سكون كاف و
اسپركا
بفتح كاف و الحاق الف صاحب مدن هنود هر دو را يكى مىداند بطعم شيرين و دافع جذام و رافع افلاس نيز نوشته و بعضى گويند كه اسپرك اسم اكليل الملك است و مشهور در شهر به چيزى ديگر است و اغلب كه موافق نوشته صاحب مدن هنود مرادف اسپركا باشد كه در بعض خواص چون افزودن منى و دافع فساد زحمت هر سه خلط بودن ولى سرد و سبك موافق اسپركا است و در بعض كتب هندى اسپركا را دافع بوى زشت خوى بدن و استسقاء و ضعف و لاغرى تن و اثر زهر نيز نوشتهاند و اللّه اعلم
اسگنده
بفتح همزه و سكون سين مهمله و فتح كاف فارسى و خفاء نون و فتح دال مهمله و هاء هندى مشهور است بيخى است سفيد رنگ طولانى به قدر نيم گز هم مىشود و كنده به مقدار شكر قند بود و خشك ازو مشابه بشقاقل مصرى