تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تأليف شريفى ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
ماجد بجاى روغن بادام روغن بيد انجير در مسهل قولنج و امراض بارد مثل فالج و جز آن استعمال مىفرمودند و عم مغفور به قدر دو دام سه دام هم در امزجه ناصيه استعمال مىفرمودند و چون برگ او بروغن چرب نموده گرم ساخته بر موضع دردناك بندند رفع درد نمايد و چون تخم او كوفته با جغرات آميخته يكدو روز بگذارند تا عفونت پذيرد پس طلا نمايند خارش بر طرف سازد در عرصه يك هفته و چون مغز او چند داند با سيماب آميخته بخورند اسهال آورد در روغن او گرم است

ارجن

بفتح همزه و سكون راء مهمله و ضم جيم و سكون نون اسم درختيست و هم اسم ثمر او گرم و زمخت بود دافع صفراء و بلغم و ماندگى و غلتها زهر دفع نمايد و مضر بود بامراض پاوى ريش و جراحت را پاك كرده فراهم آورد و ممسك و مقوى بدن و استخوان شكسته را پاك پيوند دهد اكلا و طلاء مستعملست و بعضى سرد نوشته‌اند و نافع ضربه و سقطه

ارلو

بفتح همزه و سكون راء مهمله و ضم لام و سكون واو اسم درختيست كوهى مزه تيز دارد بلغم ببرد و اشتها آرد و قابض بود تن را هوشيار كند كرم شكم و جذام دفع نمايد از ادويه و شمول است

ارونتى

بكسر همزه و سكون راء مهمله و كسر واو و سكون نون و كسر تاء فوقانى و سكون ياء تحتانى اسم بونبر و در باء موحده بيايد

اروى

بفتح الف و سكون راء مهمله و كسر واو و سكون ياء تحتانى بيخ رستنى هنديست و سمين تخم است و طولانى به قدر يك گردو زياده و كم و چون پوست او دور كنند مغزش سفيد برآيد شاخها را و به قدر يك گز و برگ كلان دارد و به صورت سپرى كه لبها در درون باشد و در صفا و ملاست قريب برگ كيلا كچا اوهم بيخ رستنى كورست و در اطراف كچالو اروىها برآيد و كچالو در صورت اكثر مدور بوده و در كلانى و صورت قريب به بادنجان و مشهورست . . . در هندوستان مستعملست اهل هند اروى را همراه گوشت و تنها مىخورند و كچالو را تنور بريان نموده مىخورند و هنود از برگ و شاخهاى او نانخورش مىسازند بالجمله مزاج او آنچه دريافت بىتامل سينه‌ست و مقوى باه و مغلظ منى و مولد رياح و ثقيل و مضر بحنجره و مصلح آن ترشى و شستن آن در آب بمبالغه و كچالو