و تنگى نفس و سرفه و آروغ
ككرا
بضم كاف اول و سكون كاف ثانى و راء مهمله و الف به فارسى ديك ( خروس ) گويند گرم و تر و گران و مبهى و دافع فساد باد و مقوى و مولد منى و فزاينده بلغم و گوشت ديك بطعم زمخت و خشك و گران و گوشت مرغ دريائى گرم و مبهى و بلغم افزا و دجاج را
ككرى
گويند باضافه ياء تحتانى و راقم مرغ صحراى را ديده است كه در سرعت حركت و پريدن و خوشنماى زايد از خانگى خشكى در گوشت او يعنى صحراى افزون
ككرى
بفتح كاف اول و سكون كاف ثانى و كسر راء مهمله و سكون ياء تحتانى خامش شيرين و سرد و گران و مقوى دل و قابض شكم و نزد راقم ملين و مشتهى با طعام و دافع فساد صفراء
ككرونده
بضم كاف اول على التحقيق و مشهور فتح آن و سكون كاف ثانى و فتح راء مهمله و سكون واو و خفاء نون و دال مهمله و هاء و در عرف كروندا كه بالا مذكور شده نيز به اين اسم مىخوانند و بالجمله نهال او به قدر نيم گز و دوازده گره نهايت يك گز و برگش شبيه ببرگ تنباكو ليكن ازو كوچك تر و بوى بد دارد و خصوص اگر برگ او را در دست ماليده ببويند زير ديوارها و در خرابها و ميدان موسم برشكال مىزند تيز و تلخ و دافع تپ دق و خون و بلغم و چون آب برگ او را كوفته برگيرند و آن را بمقعد اطفال بچكانند كرمهاى خورد كه باعث اذيت اطفال مىگردند بميرند و عزيزى مىگفت كه اگر سه قطره از ان اب در گوش راست و سه قطره از ان در گوش چپ صاحب تب گرما و سه ما و لرزه بود به اندازه و نفع نمايد كوكرچندى نيز گويند از براى آنكه كلب چون اين را بخورد قى كند به اين اسم مسمى گرديد كوكربهنگره هم گويند قسمى از بجهنگره است كه بر گلخن و مزاهل برويد
فصل اللام
كلهار بفتح كاف و لام مشدد و خفاء ها و الف و راء مهمله كنول صد برگ است كه در آب قليل العمق پيدا شود و بوى كم دارد سرد و خشك و گران و قابض شكم و سينه و زردى ميان گل وى كه آن را كيسر گويند بكسر كاف و سكون ياء تحتانى و فتح سين مهمله سكون راء مهمله و كنجلك