تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تأليف شريفى ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣

كرشن‌ساربا

بفتح سين مهمله و الف و فتح راء مهمله و باء موحده و الف

كرشن مولى

بضم ميم و سكون واو و كسر لام و سكون ياء تحتانى اسم قسم كاليسر است مول يعنى بيخ سياه دارد و كرش بمعنى سياه است

كراتك

بكسر كاف و فتح راء مهمله سكون الف و فتح تاء فوقانى و سكون كاف ثانى اسم چراتيا است

فصل الراء المهمله هندى

كرا

بضم كاف و فتح راء هندى و الف زمخت است و سرد و خشك و مشتهى طعام و دافع فساد صفراء و خون و بلغم و مفتح سده و دافع ماده خام و جذام و حابس اسهال سحجى و بواسير و گل او تلخ و سرد و باه افزا و دافع فساد صفراء و اسم درخت اندرجو است و اندرجو ثمر اوست كالاكورا نيز گويند

كر

بفتح كاف و سكون راء هندى تخم سفيد زيره مشهور است در خاصه نزديك به تخم كتان است

فصل السين المهمله

كسوندى

بفتح كاف و سين مهمله و واو مجهول و خفاء نون و كسر دال مهمله و سكون ياء تحتانى

كسوندا

نيز گويند بالف عوض ياء تحتانى اسم نهال هنديست شاخهاى درخت او متصل از بيخ مىباشد باريك و گنده و از چهار طرف مىرويد و گنده او به قدر بانس بود و درازى درخت او تا به قدر آدم ديده شد و چون برگ او را خوب ماليده به بويند بوى بد دهد و پهلىها دراز دارد به قدر يك گز و زياده از ان و از درون پهلى دانه مىبرآيد مدور و خورد مثل سماق و اندك كاواكى و برگش خش مشابه ببرگ كمرك ليكن برگ كمرك عريض اندكى طويل و يابد دانست كلان او را كسوندا گويند و خورد را كسوندى در ميان برگ هر دو هم تفاوت است گرم‌تر است بعضى معتدل نوشته‌اند اخلاط از دماغ فرود آرد و اگر باز او بريان كرده بخورد و پاد زهر گژدم بود و اگر بار و برگ آسس كنند و به آرد گندم مساوى الورن به نپرند و با روغن كنجد بخورد شبكورى دفع شود و اگر كسى را موى شير داده باشند تخم كسوندى يا كل هاء