تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
ديگر ؛ كليجن يعنى ؛ بيخ پان « 1 » با آب بسايند و روزى سه بار طلا نمايند و آب بر روى نرسانند و روز سوم برنج بسايند و طلا نمايند تا پوست سياه جدا شود . ديگر ؛ سهاگه هلدى تخم پنوار هر سه دارو در روغن كنجد موافق ضابطهء حكما بپزند و بر كلف مالند . ديگر ؛ نمك سنگ باريك بسايند با آب وقت شب بر روى بمالند پگاه با آب گرم بشويند در چند روز البته دور مىشود . ديگر ؛ تربز را سوراخ كنند و برنج در آن پر سازند و هفت روز بدارند پس برنج برآرند و بسايند و بر كلف طلا نمايند . ديگر ؛ پهتكرى بريان و حرام مغز بزاز هر يك ، يك دام ، چونه خانهء تبنولى نيم دام ، هر سه را با آب ليمون كاغذى بسايند تا مثل مرهم شود پس نگاه دارد و بر كلف بمالند در يك هفته نهايت دو هفته تمام دور شود هرگاه آب ليمون خشك شود ، ديگر آميزند . ديگر ؛ انزروت سپيد و كتيرا نصف وزن انزروت كوفته ، بيخته ، در شير تازه مخلوط كرده بر كلف بمالند روزى چند مرتبه مجرب است .

فصل در دواى سموم مشروبه و لذع حيوانات زهردار :

دوائى كه زهر مشروبه و زهر لذع حيوانات را سود و مجرب است ، تنكار كه به هندى سهاگه گويند ، بريان كنند و بر روغن گاو يا ديگر حيوانات آميخته ، بنوشانند اندك اندك قى خواهد آمد ، باز دهند چنانچه تا يك پاؤ سهاگه خورده شود به تفاريق .
هامش
( 1 ) - بيخ پان : كولينجن . خولنجان . كليجن . پان : تنبول