ديگر ؛ زردچوب با آب بسايند و صابون نيز بسايند و هر دو را گرم كرده ليپ سازند .
ديگر كه موچ را در يك روز به اصلاح آرد ، آب گرم بر عضو ماوف ريزند و گل ارمنى ، سپيدهء بيضهء مرغ بسرشند و ليپ كنند و بر آتش عضو را گرم نمايند تا دواء ميل به خشكى آرد .
ديگر كه ضرب از آسيب افتادن شخصى از جاى يا از افتادن ديوار و يا مانند آن بر شخصى واقع شده باشد نفع دارد و اگر ميخى يا سلاخى چسپيده يا خليده بود خون بند شده باشد يا استخوان بى جا گرديده باشد و همچنان سخت شده باشد و بعد مدت خواهند كه آن را نرم كنند و به جايش نشانند سود دهد اين است ، بيارد هلدى نيم پاؤ ، چوب ميده نيم پاؤ ، لوطه سجى يك دام ، ميده گندم نيم پاؤ ، روغن كنجد پاؤ سير ، اول روغن را گرم كنند بعده آرد ميده « 1 » در آن بريان سازند پس ادويهء ديگر جدا جدا باريك ساخته ، اول سجى و بعده ميده و عقب آن هلدى « 2 » انداخته آب اندازند و بپزند تا كه آب در خورد و روغن بگذارد و گرماكرم سينك دهد و اين را الپرى مىگويند و بدانند كه بهتر اغذا هر مضروب و مسقوط ، شورباى كبوتر است و موميائى با روغن گاو خوردن سودمند بود .
ديگر كه گره ورم را كه از ضربه و سقطه افتد و خون نيايد و مثل غدود بسته باشد ، سود دهد ، مغز نارجيل كهنه كه سه چهار ساله باشد ه مرتبه تلخى رسيده باشد بيارد و بكوبد و چهار م حصه وى زردچوبه باريك
هامش
( 1 ) - آرد ميده : به فارسى سميد است . ( تحفه )
( 2 ) - هلد : اسم هندى عروق الصّفر است . عروق الصّفر : به فارسى زردچوبه گويند و آن بيخ نباتى است برگش شبيه به برگ گشنيز و مايل به كبودى و ساقش به قدر زرعى و باريك و پرشعبه و پر برگ و گل او ما بين سفيدى و زردى و آب برگش مايل به سرخى و ثمرش مثل خشخاش و قسم صغير او ماميران است . ( تحفه )