توله ، بخورند تا هفت روز .
ديگر ؛ ماء البزور كه در منع ادرار عرق مجرب است ، كشنيز خشك و برنج سفيد مكرر شسته ، سماق پاك كرده هر يك پنجاه مثقال ، با سه مثل آب بجوشانند تا به ثلث رسد پس صاف نموده روزى بست و پنج مثقال ، بنوشند .
تدبير استخوان شكسته :
نخستين بنگرند كه استخوان شكسته است يا از بند بيرون آمده و هر چون كه باشد به جايگاه بنشانند و فى الفور روغن مالند و روز نخستين عصابه يعنى ؛ پطى به روغن تر كرده بر آن عضو پيچند ، در فايده يعنى ؛ گديها از آن جانب كه مايل شده باشد برنهند تا عضو را مستقيم دارد پس به حسب جايگاه ، چوب ها بربندند چنانچه متعارف است و تا دو سه روز نگشايد ، روز سوم آهسته بگشايند و بگيرند چوب ميده باريك سازند و در سپيدى بيضه حل كنند و بالاى پارچهء بافته طلا سازند و بر عضو پيچند و باز همان سان بر فايده و عصابه در تخت ها بربندند و كذلك روز سوم بگشايند و دواء تجديد همىكنند تا كه نغز شود ، پس اندك اندك حركت همىدهند .
فصل در ادويهء ضربه و سقطه و عضو باد گرفته و لاغر شده و استخوان شكسته و برآمده :
و اگر استخوان از جاى رفته باشد و به علاج وى رجوع نمايند و اگر به جاى بود جهت دفع درد ادويه كه نوشته مىشود ، به كار برند ، شير آگهه نيم دام ، تيل ارند دو نيم دام ، تيل كرنجوه دو نيم دام ، چيته بهچناك نمك سنگ ، هر يك ، يك