تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
ديگر ؛ مر « 1 » يعنى ؛ بول با سركهء تند داد را خراشيده ، بمالند . ديگر ؛ چربى مرغ هشت دام ، سيندور ده دام ، چربى گداخته ، سيندور در آن آميزند و اندر كهرل درخت نيم با دستهء نيم تا هفت روز كهرل همىكنند بعده نگاه دارند ، بر جرب و قوبا ، بمالند ، مجرب است . ادويه : قوبا كه در تمام بدن منتشر بود و به هيچ علاج نفع نيافته باشد ، سود دهد ، مجرب است ، و در اين امر بهتر از اين دوائى نيست و دو سه دست شكم نيز مىآرد ، سيهطد يعنى ؛ تهوطر خاردار به قدر پنج آثار و قطعهاء مدور خرد ببرند پس بيارند شالى يعنى ؛ برنج كه در خوشه بود و بطلبند سبوى كلان گل كه به هندى آن را مطكه گويند و يك ته از قطعهاء تهوطر فرش كند و بالاى آن برنج بگسترند و باز بالاى او قطعها نهند و بالاى او برنج همين سان توبتو بنهند تا كه تمام شود پس آب در آن اندازند آن‌قدر كه جمله را بپوشد سر او بسته سه روز يا پنج روز بدارند پس برون آرند و شالى از آن بگيرند و از وى چ رط ده سازند و هر روز دو توله ، نهايت سه توله ، از اين مىخورده باشند تا ماهها بدان مداومت كنند استيصال ماده داد مىكند بعون الله تعالى و جذام و برص را نيز اغلب كه سود دهد .

باب در ادويهء مسّه

چوك در آب ليمون بسايند و طلا نمايند . ديگر ؛ برگ پان كنكيرى بگيرند و بر رگهاى وى چونه مالند و آن را فتيله مانند در پيچند و به سر انگشت و سبابه سر فتيله پان در گيرند و بر مسه مالند چنانچه از ناخن نيز خراشيده شود و در اندك مدت همگى
هامش
( 1 ) - مر : بول . مرمكى .