ديگر ؛ سهاگه بريان و تخم ترب هر دو مساوى بستانند و در آب ليمون بسايند و بمالند .
ديگر ؛ بابچى و تخم ترب ، مساوى با سركه بسايند و بمالند .
ديگر ؛ گندهك و غيره كه در كريون ذكر يافته .
ديگر ؛ شبنم كه بالاى گياه و جز آن مىافتد ، بمالند و اگر از بالاى ساگ نخود بگيرند شبنم بغايت مفيد است .
باب در كريون اعنى داد
كه آن را به هندى داد گويند ، اصل علاج تنقيه ماده سود است و اين دواء بهر اين علت مفيد است ؛ بگيرند صندل سرخ ، و تنكار يعنى ؛ سهاگه و افيون ، هر سه مساوى و با شيرهء ليمون بسايند و بر قوبا طلا نمايند و در آفتاب نشينند از دوباره زياده احتياج نمىافتد و اين دواء فرو نمىآيد تا كه آن را نمىربايد ديگر داد را هر جا كه باشد نفع دهد ؛ آمله ، گل آگ ، تخم پنوار ، كوفته ، بيخته ، دوغ ترش آميخته بمالند اما زير خصيه نمالند و اگر گل آگ نباشد ، برگش هم كافى است قدرى بياميزند و اگر دوغ نباشد ، نباشد .
ديگر ؛ گندهك توتيا آمله تخم پنوار ، ريگ تنور كه نخود در آن بريان مىكنند جمله مساوى بسايند و پارچه بيز نمايند و با آب آميخته بر داد و چهيپ طلا نمايند هر روز سه بار و اگر بر چهيپ بمالند بايد كه در آفتاب بنشينند .