تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
ديگر ؛ زبدة الضأن يعنى ، مسكه ميش بر ناخن ضماد سازند پس چوب عشر كه عبارت از آگهه است ، بسوزند و دود آن را بر ناخن رسانند .

باب در ادويهء خارش

گندهك آنوله سار نيم توله ، صاف كرده ، قند سياه دو دام ، آرد گندم دو دام ، تيل كنجد يك پاؤ ، و از جمله حلوا سازند و در پارچه انداخته بيفشرند و روغن بر بدن مالند و حلوا بخورند در سه روز خارش عظيم دفع شود و بهتر آنست كه گوشت نخورد . ديگر ؛ طريق اصلاح سيماب كه در دواى جرب به كار برند ، زيبق « 1 » را با برگ حنا ، خواه خشك ، خواه تر ، اگر خشك باشد ، اندك آب ريخته ، سحق نمايند و اگر تر باشد همانطور صلايه كنند يا با آب ليمون چندان سحق نمايند كه سيماب چون خاكستر شود . ديگر ؛ شكر سرخ ، دو سيرشاهى ، روغن گاو دو سيرشاهى چوك كه به شتران مىمالند يك و نيم سير شاهى چوك را بسايند و پارچه بيز نمايند و جمله بهم آميزند و سه حب بندند و اگر بسته نشود ، اندكى آب افزايند و يكى از آن بطور اط ئبنه بمالند يعنى ؛ بى آب و در آفتاب نشينند دو ساعت يا هر قدر كه خوش آيد پس با آب سرد غسل كنند و روز دوم اگر حاجت باشد حب دوم به كار برند ، چنانچه گفته شد خارش در دو سه روز دفع شود . ديگر ؛ شورهء قلمى در روغن تلخ آميزند و بر خارش مالند . ديگر ؛ به روغن گل سيماب را ممزوج سازند و بمالند و از آنكه سيماب ناكشته نشود چون خاكستر نگردد ، در روغن نه آميزند اول او را بايد
هامش
( 1 ) - زيبق : جيوه . سيماب .
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 249 | محمدرضا شمس اردكانى / محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى / منصور كشاورز / داريوش محمودى