تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
ديگر ؛ اشق با سركهء انگورى سائيده ، طلا نمايند و بعد از آنكه داد را به پاچك دشتى خراشيده باشند . ديگر ؛ كچله سيماب گندهك مينسل و هر دو زيره و زردچوب يعنى ؛ آنبه هلدى هرتال ايلوا مرچ و سيندور بابچى تخم پنوار از جمله مساوى ، كوفته ، بيخته ، در سه چند روغن بسرشند و در آوند آهن با دستهء آهنى تا چهار پاس كهرل كند و اين را ماهيركهرت گويند . ديگر ؛ روغنى كه در باب خشونت گفته شد در اينجا نيز مفيد است . ديگر ؛ براى داد و ديگر خشونت و فساد ظاهر هر جلد البته نفع دارد و داد كه به هيچ دواء به نشود و مزمن بود از اين دفع گردد ، ديگ گل بيارند و پاچك دشتى در آن پر سازند چنانچه چهار انگشت كناره ديگ خالى ماند و سبوى پهول كه مشربه كفار است با آب پر كرده بر سر اين ديگ نهند بجاى سرپوش و پاچك دشتى ديگر بر زمين جمع كرده و اين ديگ را بر آن نهاده آتش دهند ساعت بعد ساعت آن سبوى كه بالاى ديگ است بردارند و آنچه عرق مانند از اندرون ديگ برآمده ، زير آن جمع شده باشد از انگشت كشيده بگيرند باز آن را بر ديگ گذارند و همچنان تا كه هيچ بر نيايد ، همىكنند و آن عرق غليظ كه در ظرفى گرفته باشند قدرى از آن بر داد بمالند بعد خراشيدن داد به پاچك دشتى و اگر ديگ مذكور كه از پاچك دشتى پر باشد بر ديگدان گذارند از زير او آتش چوب كنند و همان طريق بگيرند ، مىشايد . ديگر كه براى داد مجرب است ، آمله گندهك آنوله سار كتهه ، تخم پنوار ، سهاكه ، همه مساوى الوزن گرفته در آب سائيده ، ضماد نمايند . ديگر ؛ تخم تمر هندى با آب ليمون سائيده ، بمالند .