تمام برآيد و اگر گسسته باشد آن نيز برآيد .
ديگر ؛ در ابتدا تا دو هفته هر روز يك دام ، انگزه كه بنهدى هينگ گويند بخورانند و بسكهپره سفيد را به آب سائيده بر ورم آن طلا كنند كه نافع است و مانع اعاده اوست .
باب در جراحت و قروح
واكوته چهاجهن اين در فصل مراهم در بيان مراهم مذكورست اما در اينجا نيز چند ادويه ذكر مىكنم ؛
دوائى كه جذام و جراحت قضيب و بو اسير و همه جراحت را خشك كند خاكستر آمله و لوده و پ هط كرى سوخته در سفال مساوى بستانند و اندكى نيله تهوتهه بريان كرده در روغن با وى آميزند و جمله را باريك ساخته و نخستين بر جراحت اندكى روغن گاو بمالند و بالاى وى اين دواء بپاشند .
ديگر كه جراحت را زود فراهم آرد سهاگه بريان كرده الايچى اسبند و هر سه برابر سائيده بر برگ پان پاشيده بگذارند و دو سه پان بالاى وى گذارند و پان كنكيرى اگر باشد بهتر است .
ديگر كه چون بر عضو نهند نرم كند حتى كه بر آوردن پيكان خليده آسان شود و در بستن يك شب صبح پيكان بى تصديعه بر آيد موش يعنى ؛ فارشق كرده از جانب منشق بر بندند .
فايده آبها را كه جراحت را از آن بشويند ، آب جوشيده پوست نيم يا پوست سرس يا پوست به بول يا پوست بيخ جهارى هر چه بدست آيد جوشانيده زخم و قروح را بايد شست تا از ريم او نساد بنواحى تعدى نكند .