بر بندند .
ديگر كه اورام و فزونيها را كه در بدن هر جا پديد همىآيد دور سازد و بگيرد آمله منقى دو دام ، و قند سياه دو دام ، قند را در آب حل كرده و آمله در آن اندازند و تمام شب بدارند و صباح بيالايند و بنوشند و اگر مريض قوى باشد اندكى مالش هم دهند دواء را قبل از پالائيدن .
ديگر ؛ چراتيه سونطه سائيده بر ورم مالند .
ديگر ؛ بسكهپره و پوست بيخ ارند ، سونطه ، آماس را تحليل كند .
ديگر ؛ بسكهپره كچله كالى زيرى مرچ برگ سيب نربسى مساوى بگيرند و به آب بسايند و طلا نمايند .
ديگر ؛ آماس گرم را كه در ابتدا بود فرو نشاند و موضع عنكبوت ماليده را سود دهد صندل سرخ ، دهپيد طلا كند و مردارسنگ تنها به اين دواء نيز مفيد است و كهلى و زردچوب به آب سائيده همين عمل دارد .
ديگر ؛ دوائى كه دمل را پخته كند و سروا نمايد ، خمير ترش سه جزو بورهء ارمنى سرگين كبوتر هر يك يك جزو در روغن زيت آنقدر كه اجزا در آن آميزند جمله بهم سرشته بر دمل نهند .
ديگر كه آماس بنشاند خصوصاً ورم پستان بگيرند خاكستر جدوار بمالند .
ديگر ؛ گوگل و مينيسل به آب بسايند و گرم كرده طلا نمايند اگر د ابتدا باشد فرو نشاند و اگر روى به نضج آورده باشد بپزد .
ديگر كه دمل را پخته كرده منفجر سازد مينسل به آب بسايند و گرم
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص٢٢٠