كولى با آب شبينه يعنى ؛ آبى كه شب در سبو داشته باشد بخورند .
ديگر كه تپ [ تب - م ] سر را نفع دارد ، بگيرند فلفل گرد و برگ هلهل به حساب يك فلفل يك برگ جمع كرده هر دو را سوده به قدر فلفل حبها بندند تا سه روز يك يك حب بدهند .
ديگر كه تب لرزه را مفيد و مجرب است ، افيون يك ماشه ، مرچ دو ماشه ، است چوب كيكر شش ماشه ، هر سه را با هم سائيده بدارند و مقدار يك ماشه ، يا كم حسب مزاج آدم بدهند چهار گهطرى پيش از نوبت تپ [ تب - م ] كه با آب فرو برد طرف قبله ايستاده و بر نهار ندهد كه قى مىآرد پس بايد كه غذا خورده باشد كه بعد دو پاس يا زياده از اين دواء بخورد يك خوراك كافى است نهايت سه روز البته دفع شود بامر الله تعالى .
ديگر كه تپ [ تب - م ] لرزه را سود دهد ، ورق الخيال يعنى ؛ بهنگ و پوست خشخاش هر دو را بر كوفته ، بيخته ، هر قدر كه در هر دو انگشت درآيد گرفته بدهد تا بخورد .
ديگر ؛ جهت دفع تپ [ تب - م ] لرزه افيون مصرى نيم درم ، صندل و زعفران هر يك دو درم ، دارچينى يك درم ، مرچ دو نيم درم ، ادويه كوفته ، بيخته ، بدارند و نيم رتى تا سه رتى با آب گرم بدهند يعنى ؛ به آدم ميانه يكرتى و به آدم كيف خوار دو نيم رتى بدهند .
ديگر ؛ نوشادر سه سرخ ، مرچ دو دانه ، كوفته ، بيخته ، بدهند تپ [ تب - م ] ربع را دور كند در يك نوبت .
ديگر كه جميع اقسام تپ [ تب - م ] را شود دارد و نزله و زكام و جميع اقسام بارده را مفيد است ، بيش يعنى ؛ بچهناگ بيرون سياه و درون
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص٢١٨