بر قضيب بمالند .
ديگر ؛ زفت رومى و خراطين ، سه درم ، بريده و خشك ساخته ، هر دو مساوى بگيرند و خون شب پره در روغن زيتون داخل نموده ، كهرل كنند تا سه روز بدارند ، چون خواهند استعمال نمايند ، قضيب را با خرقه درشت بمالند و با آب گرم بشويند تا سرخ شود پس آن دواء طلا سازند تا چهارده روز و از جماع پرهيزند ، بغايت نافع و مجرب است .
ديگر كه آن را لنگ ليپ گويند ، سونمكهى ، عاقرقرحا ، بچهناك ، پيپل مول سنبل ، سنكهيا « 1 » ، پوست بيخ انار ، پوست بيخ كنير سپيد ، قرنفل ، اجواين خراسانى ، پهتكرى ، گهونكچى سپيد ، مينپهل جايفل پاره ، هر يك ، يك توله ، تخم ارند مقشر دو توله ، كوفته ، بيخته ، در شيرهء گهيكواز تا سه روز كهرل كنند پس همچو نخود حبها بندند و در شيشه انداخته ، همچو چوده بچكانند و بعد از شش ماه به كار برند و طريق آنست كه از برگ كاه اندكى برگيرند و بر رگ كه زير ذكر است خط مانند راست بكشند و برگ بيدانجير نهاده به رشته خام بر بندند تا هفت روز ، اگر عنين باشد مرد گردد .
ديگر كه بر ذكر مالند چندان محكم كند تا كه نشويند نرم نشود ، كافور ، سهاگه ، هر يك ربع درم ، قرنفل دوازده عدد ، فلفل شانزده عدد ، باريك سائيده و با آب سرشته ، حبها سازند و عند الحاجت با آب سائيده طلا كنند .
ديگر ؛ سان دط ئه ، غوك كلان كيكره ، هر يك ، يك عدد ، زلوچه شش عدد ، بيربهوطى ، خراطين زهرميطها گهونگچى سپيد ، چربى شير ، چربى خوك ، بيخ كنير سپيد ، هر يك شش درم ، سر كنجشك خانگى بيست و پنج عدد ،
هامش
( 1 ) - سنكهيا : مرگ موش ( ه ) . شك ( ع ) .