تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
مخلوط سازند و به طريق خاگينه « 1 » بپزند وقت فرود آوردن قرنفل و دارچينى و فلفل گرد و هر كدام ، قدرى در آن آميزند و تناول كنند بالاى او دو كف يا يك كف اجواين بخورند اين عمل مهتر سليمان است ، كما قال صاحب گنج بادآورد . ديگر ؛ تخم جوز ماثل « 2 » يعنى ؛ دهتوره در شير آگ تر نمايند چون خوب تر شود خشك سازند بطريق چوده بچكانند كه بغايت مصلب و منغط است . ديگر ؛ كل گ رط هل سرخ ، خشك سازند و كوفته ، بيخته ، دو مثقال ، از آن بخورند در امر باه بى بدل است . ديگر ؛ جهت كمى شهوت و افزونى قوت و عدم نعوظ ، بغايت مفيد است ، گندهك ، آنوله سار را با شيرهء بسكهپره صلايه كنند تا غليظ شود پس ديگر شيره بريزند و هميسان كنند تا چهار پت تمام شود و اگر در بست و يك پت كفايت كند هم رواست و معنى پت در اينجا همين تغليظ و بسكهپره سفيد بهتر بود و الا سياه نيز توان به كار بست ، مقدار يك دو هفته بخورد . ديگر كه باه آرد و سيلان منى باز دارد : تالمكهانا و ميده هر يك پنج دام ، زنجبيل ، تخم اوطئنگن ، مغز تخم كوانيج ، موچرس موصلى سياه ، هريك دو دام ، جوزبوا ، دارچينى ، هر يك ، يك دام ، فلفل دراز ، بيخ بند سرخ ، و
هامش
( 1 ) - خاگينه : اسم خبيص البيض است . ( 2 ) - جوز ماثل : به فارسى تاتوره گويند و او معرّب از گوز ماثل فارسى است و او خودرو و مزروع مىباشد . نبات او به قدر نبات بادنجان و برگش از آن كوچكتر و گلش سفيد شبيه به نبق و گل لبلاب و از آن درازتر و ثمرش به قدر گردكان و خارناك مثل بار بيدانجير و در جوف او دانه‌هايى شبيه به دانهء سماق و خوش طعم و مستعمل تخم اوست . ( تحفه )