همهجا در ميان درّه مىرفتيم . در اوّل تنگه ، اسم كوه دست راستى جبل السطح است . سمت چپى جبل البطر است . اين امتداد تنگه كه بيشتر از دو فرسخ مىشود از يمين و يسار طورى واقع شده كه از هيچجا راه مفرّى ندارد . بعد از قطع مسافتى از ابتداى درّه ، چاهى موسوم به بئر الحسنى در سمت راست واقع است .
در دور او چند خانوار عرب ديده شد كه زندگى آنان خيلى سخت به نظر آمد .
تمامى اين درّه را شعب خايه گويند . اينجا آنقدر محل خطرناك و غير امن است كه اگر از اهالى اينجاها كسى با قافله نباشد ، آن قافله جرأت عبورومرور را ندارد . غالب جمّالان اين قافله اهل اينجاها بودند . اتفاقا در اواسط اين تنگه به كاروان شتردارى تلاقى كرديم . احوال پرسيده گفتند كه از مكه برنج خريده به مدينه مىبريم . چون اين راه مخوف و خطرناك است ناچار از اين راه برگشته ، از راه شرقى خواهيم رفت .
[ صفرا ]
فى الجمله بعد از تحمّل زحمات بسيار سه ساعت از شب گذشته وارد منزل صفرا كه قريهء معروف است گرديديم .
پنجشنبه چهارم محرّم الحرام 1297
امروز به جهت رفع خستگى ، حضرات اعراب عذر آورده ، اتراق نمودند . قريهء صفرا معمورهاى در سر راه مدينه اتفاق افتاده كه اطراف آن را به تمامه كوههاى بلند و سخت از چهار سمت تمام پوشانيده . چشمهاى دارد مسمّى به عين الصفراء كه يك سنگ آب از آن جارى است . اما به جهت قرب معادن ، آبش وقت بيرون آمدن گرم مىشود . همينكه چند قدمى جريان پيدا كرد ، خنك و مطبوع مىشود .
در اطراف آبادى نخلستان و باغات پر از نارنج و ليمو و پرتغال زياد است . خرما و حناى اينجا ترجيح به ساير جاها دارد . حجاج سوغات خرما و حنا را به جهت خوبى و ارزانى از اينجا مىگيرند . از قرارى كه در كتب اخبار نوشتهاند ، قبر ابى ذر در مفرق طرق ربذه واقع است . همين مكان سابقا به ربذه