اى دريغا اى دريغا اى دريغ * گشت پنهان آفتابى زير ميغ
112
اى دو صد جان اندر او مخفى * اى دو صد روح اندر او پيدا
119
اى سپهر قدر را خورشيد و ماه * وى سرير فضل را دستور و شاه
221
اى ضياء الحق حسام الدين بسى * ميل مىجوشد به قسم سادسى
134
اى مرغ بلند اوج كوه سرخاب * وى چار منار عشق را تير شهاب
159
اى نام تو قالب عبارت را روح * در راه تو پاى عقل [ و ] دانش مجروح
29
اين تكلفهاى من در شعر من * كلمينى يا حميراى من است
128
اين همه آوازهها از شه بود * گرچه از حلقوم عبد الله بود
251
بازگو از نجد و از ياران نجد * تا در و ديوار را آرى به وجد
251
بازى اى كرد چرخ كجرفتار * در مه روزه آه از آن بازى
160
باشد تفاوتى ز زمين تا به آسمان * ز آن نجم تا به رتبهء اين نجم طارمى
127
باشد فلكى به زير اين خاك * پوسيده تنش چو خاك ديديم
226
با لب دمساز خود گر جفتمى * همچو نى ناگفتنيها گفتمى
251
بالله كه ز مشرق دلش سرنزند * جز مهر على و يازده فرزندش
228
با وحشت گور انس كرديم * در كنج لحد بيارميديم
226
برافتاد چون پرده از روى كار * نمايان شد از پرده رخسار يار
249
بر زبان قفل و درون پررازها * لب خموش و دل پر از آوازها
124
برويد اى حريفان بكشيد يار ما را * به من آوريد حالى صنم گريز پا را
163
بلبل كه در حريم چمن آشيانه ساخت * مقصود او گل است چمن را بهانه ساخت
166
بلخ شهرى است در آكنده به اوباش و رنود * در همه شهر و نواحيش يكى بخرد نيست
223
بوديم به خواب در شبستان عدم * بيدار شديم و باز در خواب شديم
156
به سال هفصد و سه بود هجرت از شوال * به روز يازدهم وقت عصر يكشنبه
186
بهسان غنچه بدن در كفن همىبالد * ز اعتدال هواى بهار موتى را
224