گويند آن بزرگوار در هر روز آدينه كه به تبريز تشريف مىآوردند از براى نماز جمعه ، در راه تا رسيدن به مسجد ختم يك قرآن مىكردند « 1 » .
صوفيان :
در قصبهء صوفيان [ مزار ] باله خليل صوفيانى است . وى در زمان خلافت بنى عباس معاصر القادر بالله و القائم بامر الله بود . چون تبريز در سال چهارصد و سى و هفت هجرى سال دهم از خلافت القائم بامر الله به زلزله خراب گرديد « 2 » در زمان تعمير چون خواستند كه مسجد جامع كبير را بنا نمايند چهار نفر از اوليا كه يكى هم آن بزرگوار بود حاضر شده و سر ريسمان را در دست گرفته طرح عمارت فرمودند . و برادر ارجمند وى . . . « 3 » [ 258 ] و عرفاى هر ملت و علماى هر فرقه و حكماى هر زمره و عظماى هر طايفه و عقلاى هر كشور مجالست نموده در هر طريقى صاحب تحقيقى و در هر دينى صاحب يقينى و در هر مكانى صاحب ايمانى و در هر خانقاهى دلآگاهى و در هر مطب حكيمى و در هر كناسه لئيمى بود طريق مصاحبت به وى پيموده هركسى را به چيزى مفتون و هر شخصى را به خيالى مرهون ديد عالم به علم خود دربند ، حكيم به حكمت خود خرسند ، عاقل به گفتار خود مغرور و جاهل به كردار خود مسرور ، عابد به عبادت خود پاى بست و زاهد از زهد خود سرمست ، سلطان به سلطنت خود در ناز ، و گدا به مسكنت خود دمساز ، هر يكى به هوائى دل داده و در پى تمنائى افتاده . جهان را ديدم سرابى بود و نمودى بىوجود . نه عزتش را اعتبارى و نه ذلتش را مدارى . در شهدش زهرى مضمر و در لطفش قهرى مستتر . لاجرم از اين اوضاع گوناگون دل در ششدر حيرت افتاده نه اميد
هامش
( 1 ) . روضات الجنان ، ج 2 ، ص 4 ؛ روضة الاطهار ، ص 166 .
( 2 ) . دربارهء سال وقوع اين زلزله اختلاف است . ناصر خسرو اين واقعه را در سال « اربع و ثلاثين و اربع مائة » و روضات الجنان سال 433 ضبط كردهاند . مصحح روضة الاطهار 434 را در متن قرار دادهاند درحالىكه نسخهء خطى ايشان 424 بوده است . استاد عزيز دولتآبادى دربارهء اين زلزله و زمان آن مقالهاى دارند در نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز ( تابستان 1343 ) .
( 3 ) . چهار صفحه از نسخهء خطى يعنى صفحات 254 و 255 و 256 و 257 در اصل نسخه نيست .