تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
حاجتى كه دارى از من بخواه كه برآورده است . بعد از مبالغهء بسيار ، شيخ استدعاى بناى قبه‌اى در سر قبر شيخ شهاب الدين نمود . امير تيمور آدم فرستاد و چنان‌كه شيخ صدر الدين فرموده بود بنا كرد . چون نوبت سلطنت به سلسلهء عليهء صفويه رسيد شاه عباس اول در آن بقعهء مبارك مسجدى و صحنى و آشپزخانه‌اى و غير ما يتعلق بنا فرمود . از قرارى كه ملاحظه نمودم قرب بيست هزار تومان مصارف نموده . چون قبر آن جناب در صحن واقع شده در دور مرقدش به قرار سى ذرع پنجرهء سنگى مانند قرار داده و آن پنجره را چنان تراش و حجارى نموده‌اند كه عقل حيران است اگر [ 117 ] در حقيقة الامر حكم سلطنت نمىشد و شخصى بىاجراى امر صد هزار تومان مايه مىگذاشت اين بناى خير به عمل نمىآمد . در زمان سلطنت خاقان خلدآشيان فتحعلى شاه - طيّب الله تربته - چون نايب‌السلطنهء مرحوم حكمران آذربايجان شد آن بزرگوار فرزند سعادت‌مند خود محمد ميرزا - كه عبارت از محمد شاه مرحوم باشد - را حاكم قره‌جه‌داغ نمود . آن جناب فرمودند كه دورهء روضهء شيخ را به قرار چهار پنج خروار زمين ديوار كشيده مشجر نموده باغ كردند و مقدار پانصد قدم راه به ارتفاع بيست ذرع تلى از خاك ريخته از روى همان تل نهرى برداشته آب به آن پاليز جارى و سارى كردند . اما صد حيف كه اين گرگان گوسفند پوست ، موقوفات آن بقعه را از قريه و حمام و آب رستاق و غيره كه دارد سال‌به‌سال به اجاره داده صرف خودشان مىنمايند . آن بقعهء مبارك روز به روز رو به خرابى و انهدام نهاده حتى اشجار باغ را بريده فروختند . از سال هزار و دويست و نود و هفت ( 1297 ) الى امسال كه هزار و سيصد و چهار ( 1304 ) است هفت سال مىباشد كه هر سال دو دفعه سفر اهر كرده‌ام ، الآن بجز يك درخت چنار و يك درخت ديگر بر پا نيست . اميد از اولياى دولت قاهره آن است كه در موقوفات چنين بقعه‌هاى مبارك اهتمام نموده به كف امانت و ديانت شخص بزرگوارى بسپارند كه در تعمير آنها سعى نمايند كه بلكه ان شاء الله بالمره منهدم نگردد كه در حقيقت انهدام آن انهدام ولايت ايران است .