در ذكر احوالات سيد المتأخرين آقا ميرزا ابو القاسم بنابى - عليه الرحمة -
اگرچه مزار لازم الانوار آن بزرگوار در اهر نيست بلكه در اشدبين مىباشد چون آنجا از نواحى اهر بود لهذا در جزء اهر نوشته گرديد .
اسم مباركش ميرزا ابو القاسم مشهور به مجنون قراجهداغى است . آن قدوة الاحباب از خلفاى سلسلهء عليهء نعمة اللهى است . در ابتداى حال در مدرسهء صادقيهء تبريز به علوم رسمى مشغول شده در مدت چند سال به پايهء تدريس و اجتهاد فايض شده از اجلهء مدرسين فقه و اصول گرديد . بعد به عزم زيارت عتبات عاليات ، راه عربستان پيموده در نجف اشرف به خدمت حاجى ملا عباسعلى بنابى رسيده به يك ديدار عالم ناسوت به عالم ملكوت تحويلش داده مس وجودش از كيمياى معرفت ، طلاى احمر ساخته دلالت به خدمت جناب مستعلى شاه شروانى نمود . آن بزرگوار سراغ مستعلى شاه را در شيراز گرفته از راه همدان عزم خراسان كرده كه از آنجا راه فارس پيش گيرد . چون به پاىبوس امام هشتم مشرف گرديد سه درياى مواج معارف را در آن بقعهء مبارك ملاقات نموده كه عبارت باشند از حضرات مستعلى شاه شروانى و مريدانش ثابتعلى شاه قهفرخى و كربلائى على اكبر خراسانى . [ 118 ] در يك روز موفق به زيارت ابرار و وصال اخيار شده در خدمت آن جناب در زمانى قليل از پايهء قيل و قال به مقام عز و جلال رسيده اسرارهاى غريب و مكاشفات عجيب در ذات عالىصفات خود ملاحظه نمود . بعد اذن ارشاد از حضرت استاد خود گرفته طريق آذربايجان پيش گرفت .
چون وارد تبريز شد مشغول به رسانيدن كمالات و مقامات عليهء عاليهء طريقت شد .
در يادم هست كه در نزد والدم - طاب ثراه - مشرف به خدمت آن جناب شدم ، در حالتى كه هفت هشتساله بودم . دست مباركش را بر سر من گذاشت و فرمود : پير باشى ان شاء الله ! به حمد الله از تأثير دعاى آن جناب است كه به پايهء فقر مشرف شدهام . ديوان وى در ميان مردم مشهور است . بعد از چند سال از وفات خود [ او ] به حليهء طبع درآمده . قبر آن بزرگوار در قريهء اشدبين مطاف اهل قرهداغ است .