اين سراچهء حرمان ، عنان به سوى جنان تافته در محلهء چرنداب مدفون گرديد و اين يك بيت در صنعت اغراق در ضمن مثنويات در توصيف يك قلعه نمونهء كلام است :
ز سنگانداز او گر سنگ جستى * پس از قرنى سر كيوان شكستى
در ذكر احوال مولانا محمد الشهير به شمس مغربى « 1 »
اسم شريف آن بزرگوار محمد ، از معارف و كمالات اطلاع داشته و به زيور حقايق نفسانى آراسته و به حليهء صدق و صفا پيراسته بود و به اخلاق حميده موصوف و به احوال پسنديده معروف بود . در اكثر خصايل فقر و فنا كسى به آن جناب برابرى نمىنمود . غم درويشان خوردى و با صحبت ايشان بسر بردى . ديوان غزليات و ترجيعات او مشهور [ است ] يكى از شالچيان به حليهء طبع آورده در دست عموم الناس هست ، ديگر احتياج به توصيف و تعريف ندارد . ما نيز يك فرد در اين [ دفتر ] مبارك نوشتيم :
نابرده به صبح در طلب جامى چند * ننهاده برون ز خويشتن گامى چند
در كسوت خاص آمده عامى چند * بدنامكنندهء نكونامى چند
در محلهء سرخاب استراحت گزيده .
در ذكر احوالات حكيم قطران « 2 »
از اساتيد شعرا و از اجلهء اين طايفه است . ديوان او دايما با ديوان رودكى مخلوط ولى بر اهل سررشته معلوم است . اگرچه دولتشاه سمرقندى حكيم را ترمدى نوشته گويا سهو كرده زيرا كه محمد عوفى و سايرين او را تبريزى دانند و اين دو بيت را كه در توصيف هلال تبريز به اسم ممدوح است به آن بزرگوار نسبت مىدهند . در محلهء ويجويه مدفون شده « 3 » . عليه الرحمة .
هامش
( 1 ) . روضات الجنان ، ص 66 ؛ روضة الاطهار ، ص 109 .
( 2 ) . همان ، ص 212 ؛ همان ، ص 117 .
( 3 ) . در روضات الجنان به محل دفن قطران اشارهاى نشده ولى در روضة الاطهار آمده : « مشهور است كه جماعتى -