همام الدين فهميد كه او شيخ مصلح الدين سعدى است . مصافحه كرده شيخ را به خانه برده پسر را به وى سپرد كه تربيت نمايد .
مجملا آن بزرگوار با همهء اينكه ملكالشعراى زمان خود بوده و در حضور اباقا خان بن هولاگو و شمس الدين محمد جوينى وزير اعظم او بهغايت معزز و مكرم بوده با همهء اين در عدم مساعدت بخت شكوه داشته چنانكه اين بيت آن بزرگوار دليل حال است :
همام را سخن دلفريب شيرين است * ولى چه سود كه بيچاره نيست شيرازى !
در سال هفتصد و سيزده ( 713 ) در زمان سلطنت سلطان محمد خدابنده درگذشت و در سرخاب پنهان گرديد .