تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
كه در كتب متداولهء اهل تاريخ مسطور است . عاقبت از دست ميرزا اسپند به تنگ آمده كتابتى شكوه‌آميز به خدمت سلطان شاه [ 96 ] رخ ميرزا نوشته اين فرد را در مطلع كاغذ عنوان مكتوب وى كرد :
كوس رحلت را سوى بغداد بايد كوفتن * بهر دفع درد سر اسپند بايد سوختن
تا در سال هشتصد و چهل و هشت ( 848 ) ميرزا اسپند با مرض قولنج وفات يافت و همهء عراق عرب به تصرف جهانشاه درآمد . به همين‌قدر قانع شده با شاهرخ ميرزا راه مىرفت تا در سال هشتصد و پنجاه ( 850 ) هجرى شاهرخ ميرزا وفات كرده حكومت خراسان اختلال پذيرفته در ميان اولاد شاهرخ دعوا پيدا شد و هريك در ولايتى ادعاى سرورى كرده جهانشاه فرصت غنيمت دانسته قصد عراق عجم نموده خرده‌خرده همهء ملك عراق را تصرف نمود . چون ميرزا بابر را استقامت و قوت محاربهء جهانشاه بلكه آسودگى از طرف برادران نداشت ترك عراق و فارس كرده تا در سال هشتصد و شصت و يك ( 861 ) ميرزا بابر در خراسان مسموم شده جهانشاه قصد خراسان نمود و همهء آن ملك را از دست اولاد شاهرخ استرداد كرده در شهر هرات بر سرير حكومت نشست . ناگاه خبر متواتر شد كه سلطان ابو سعيد بن سلطان محمد بن ميران شاه بن امير تيمور از آب مرغاب گذشته قصد محاربهء او دارد . هنوز اين سخن در ميان بود كه خبر از آذربايجان رسيد كه پسرش حسن‌على كه در حبس بود خلاص شده بناى ياغيگرى نهاده . جهانشاه را مجال استقامت نمانده وزير خود سيد عاشور را به پيش سلطان ابو سعيد فرستاده بعد از مبالغه و گفتگو سمنان را سرحد قرار داده خراسان از سلطان ابو سعيد و عراق و آذربايجان از جهانشاه باشد . ميرزا جهانشاه معاودت كرده مملكت را به پسران خود قسمت نمود : شيراز را به پسر بزرگ خود پيربداق داده بعد از چندى آثار ياغيگرى از جبين پيربداق ديده او را از فارس عزل كرده به بغداد فرستاد و شيراز را به پسر ديگر امير يوسف داد . اين فقره به پيربداق گران آمده بناى تعرض به ملك پدر نهاد . ميرزا
منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى ) — صفحة 203 | مير هاشم محدث / محمد كاظم بن محمد تبريزى ( اسرار على شاه )