تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
ارسلان با آن‌همه كبر و غرور در پيش جنازهء آن جناب پياده راه مىرفت . بنا به وصيت آن جناب در قله‌اى به خاكش درسپردند . از آن روز به بعد آن مكان با رفعت به اسم شريف او شهرت يافته آن محله را « قلهء اخى سعد » مىگويند . رحمة الله عليه .

در ذكر احوال شيخ المشايخ شيخ محمود مزدقانى

آن بزرگوار از كبار مشايخ است . اكثر اولياء الله كه در تبريز و ساير ولايات معاصر او بوده‌اند همه تربيت يافته و دست‌پروردهء آن جناب‌اند چنانچه امير سيد على همدانى و بابا حسن و بلكه اكثر هفتاد و دو بابا از تربيت‌يافتگان آن بزرگوارند . دائما اولاد قرايوسف بخصوص قرااسكندر در حق او ارادت بسيار و اخلاص بىشمار داشتند . « 1 » چون سلطان شاهرخ ميرزا ابن امير تيمور گوركانى ، قرااسكندر را شكست داده وارد تبريز شد و در وليان كوه با دبدبه و جلال مىگذشت به مولانا ملاقات نموده كه در پيش آفتاب خوابيده بود . سر برآورد كه چرا اين‌قدر خلق خدا را به كشتن مىدهيد ؟ اين‌ها را شما نيافريده‌ايد كه شما مىكشيد . ترا بگويم رموزات خداوندى را و كشف نمايم عوالمات قدرتى را كه ترا حقى و قسمتى در اين ملك نيست و گويا مىبينم كه تو در اين نزديكى نرد حيات را باخته‌اى و ابرى مظلمى دور همهء ملك خراسان را احاطه كرده آفتابى از اين كشور طلوع كرده در يك . . . همهء آن ظلمت را محو و نابود ساخته . اشاره به تسلط شاهى بك ازبك بود كه در سال نهصد و بيست و سه ( 923 ) هجرى كشور خراسان را از تحت تصرف اولاد امير تيمور گوركانى انتزاع نمود و در سال نهصد و بيست و شش ( 926 ) آفتاب سلطنت شاه اسماعيل صفوى تابيده همهء ممالك متصرفى فرقهء ازبك مصفا كرد . مشهور است كه عمدة الواصلين حضرت شيخ صدر الدين بن شيخ صفى الدين اردبيلى با جمعى از مريدان خود به عزم زيارت بيت الله به تبريز آمد . چون به وليان كوه رسيد استرى كه بر او سوار بود رم مىكرد . ديدند كه شخصى در زير پل با پيراهن يك‌لا در سرماى صعب در روى يخ خوابيده . شخصى از مريدان شيخ صدر الدين وى را نهيب
هامش
( 1 ) . نسخه : « داشت » .