من چه گويم يك رگم هشيار نيست * وصف آن يارى كه آن را يار نيست
خلق در ظلمات وهماند و گمان * كى توان آورد وصفش در بيان
گرچه نتوان خورد طوفان سحاب * كى توان كردن به ترك خورد آب
گرچه عاجز آمده عقل از بيان * عاجزانه جنبشى بايد در آن
پوشيده نماند كه [ مشايخ اين سلسلهء عليه ] « 1 » آن حضرت را نظير سيد نعمة الله ولى و شيخ صدر الدين قونيوى [ 46 ] - قدس سرهما - مىدانند زيرا در عالم سير همه آن حضرت را ذات شاه نعمة الله ولى ديدهاند . [ آن بزرگوار به سه واسطه مرشد طريقت فقير است ] « 2 » .
اصل آن حضرت از ايل جليلهء قراگوزلو و از اويماق ازبكلو مىباشد و ابا عن جد ، بزرگ ايل جليله و سرخيل قبيلهء خود بودهاند . هركه احوالات پدر بزرگوار و پدر پدرش را خواهد رجوعش به بستان السياحة است .
بعد از آنكه حاجى صفر على خان والد آن سرحلقهء اهل عرفان از اين عالم فانى به سراى جاودانى درگذشت و آن حضرت را هنگام صباوت و طفوليت بود به تحصيل علوم و كسب كمالات اشتغال مىنمود . تا به سن هفده سالگى در بلدهء همدان به تحصيل علوم ادبيه و منطق مشغول بود آنگاه به دار الملك اصفهان تشريف آورده و در نزد علما كسب علوم رياضى و كلام و حكمت طبيعى كرد و مدت پنج سال به تكميل آنها اشتغال داشت و دقيقهاى از دقايق آن علوم مجهول نگذاشت . بعد از آن به خطهء كاشان عزيمت نمود و در نزد مولانا محمد مهدى نراقى مدت چهار سال كسب حكمت الهى و علم اصول و فقه فرموده و همواره طريق تحقيق و تدقيق مىپيمود . در آن اثنا در كمال زهد و تقوا و پرهيزگارى اوقات مىگذرانيد و عمر گرامى را بعد از هنگام تحصيل به طاعت و عبادت مصروف مىگردانيد . و با وجودى كه آن حضرت را كمال وسعت معاش و بسط يد بود مع ذلك به اقل ما يقنع قناعت كرده زيادتى را بر فقرا و مساكين بذل مىفرمود و دنيا و زخارف
هامش
( 1 ) . بستان السياحة : « كمترين » . مؤلف بعضى از كلمات را به نفع خود تغيير داده است . خوانندگان محترم به صفحهء 416 ، بستان السياحة رجوع بفرمايند .
( 2 ) . در بستان السياحة نيست و گفتهء مؤلف است .