تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1924

مساهمون:

ص١٩٢٤

چارده طبس :

در سال هشتصد و نه هجرى كه ميانهء دو برادر يعنى ميرزا پيرمحمد و ميرزا اسكندر گوركانى به هم خورده يگانگى به بيگانگى بدل شد ، ميرزا پيرمحمد ، ميرزا اسكندر را گرفته بندى بر پايش نهاد و به صحابت بعضى از معتمدان به صوب خراسان فرستاد . او در چارده طبس بند را شكسته و از چنگ محصلان خود را خلاص كرده به اصفهان رفت .

چارده كلاته :

يكى از بلوكات هزار جريب است . در جلگه واقع شده و رودخانه‌اى از مشرق به مغرب در آن جارى است . كوههاى اطراف اين جلگه از هر قبيل چرنده و طيور و وحوش دارد حتى حيوانات ضاره و سباع از قبيل پلنگ و گرگ و غيره در آنجا يافت مىشود . چارده كلاته عبارت است از چار قريه كه ورزن و زردوان و قلعه و خرابه ده باشد . گندم آنجا معروف است و نان خاصهء سفرهء سلاطين قاجار هميشه از گندم چارده كلاته بوده و هست . كليهء اين بلوك فى ما بين چشمه‌على دامغان و شاه‌كوه است يعنى از شاه‌كوه به چارده كلاته شش فرسخ و از چشمه‌على سه فرسخ و چون به درياى خزر نزديك است آنجا را مه مىگيرد . سلاطين بافر و تمكين قاجار قبل از آن‌كه بر تمام ايران استيلا پيدا نمايند از صفحات مازندران به چارده كلاته ييلاميشى مىكردند . خاقان خلدآشيان فتحعلى شاه طاب الله ثراه باغى در چارده كلاته طرح كرده‌اند كه معروف به باغ شاه است . زكى خان زند در زمان سردارى استراباد و مازندران ، در سنهء هزار و صد و هشتاد و هشت ، چارده كلاته را قتل نموده و چندين كله منار ساخت . از معارف چارده كلاته رضا قلى خان امير الشعراء متخلص به هدايت است كه از امراى بزرگ اين دولت ابدآيت و مصنفين معتبر و اساتيد شعراء و به فنون فضائل و مكارم اخلاق معروف و موصوف بوده و ما در نگارش حالات آن مرحوم طابت تربته اقتصار مىنمائيم به همان شرحى كه مرحوم مشار اليه از حالات خود در تذكرهء مجمع الفصحاء نگاشته‌اند و هو هذا :