چارجو :
در سنهء نهصد و سى و دو ، مرتبهء دويم كه عبيد إله خان ازبك از ماوراء النهر به قصد تسخير خراسان از معبر چارجوى جيحون عبور نموده به مرو آمد از مرو به جانب مشهد مقدس رانده اين شهر را محاصره كرد و به حيطه تصرف درآورد و از آنجا به استراباد تاخت و بعد به طرف بلخ معاودت نمود .
جارچى :
از قراى محال زنجانرود و در سهفرسنگى شهر زنجان واقع است .
قديم النسق . ملكى و تيول مظفر الملك مىباشد . هوايش معتدل و آبادى آن سابقا بسيار بود . اكثر آبادى آنجا از مرحوم مظفر الدوله مىباشد .
زراعت و محصولش ديمى است . رودخانه و قنات ندارد . يك چشمه دارد كه مخصوص شرب سكنه و اهل آبادى است و صيفى خود را نيز از آن چشمه مشروب مىسازند . اشجار چند دارند كه به اصطلاح تركى قرهآقاج مىنامند بىآب روئيده و در كمال سبزى و خضارت است . درختهاى مزبور را پير مىگويند و عوام الناس بهپاى آنها قربانى مىكنند . محل زراعت قريه جزئى است . بالاى قريه كوهسار و مرتع مىباشد . ( قرهآقاج درخت نارون است ) .
چارحوض اصفهان :
ميدانى است كوچكتر از ميدان نقش جهان اصفهان و فى ما بين اين دو ميدان بازار مسگرهاى اصفهان واقع و راه اين ميدان به آن ميدان مىباشد . ميدان چارحوض وصل به عمارات ديوانى است و عمارت مشهور به سر در چارحوض عبارت است از چند اطاق فوقانى و تحتانى .
چارخمى :
مزرعهاى است از سيستان قديم النسق . سكنهء اين مزرعه شصت و پنج نفر مىباشند .
چاردانگه :
جزء دشتى است .
چاردانگه :
قريهاى است از قراى غار من اعمال طهران . اين قريه خالصهء ديوان اعلى مىباشد .