داشت و رفتار او چندان بر وفق شريعت مطهره نبود . در سن بيست و سه سالگى از جميع معاصى تائب و نادم شده در كوه نمك در غارى معتكف شد و دوازده سال تمام روزها روزه گرفت و متحمل رياضات شاقه گرديد .
تن بكاست و جان بياراست . پس از آنكه به زيور صفاى باطن متحلى و به مكارم اخلاق متخلق گرديد ، صيت قدس و ترفع مقام او به اقطار عالم رسيد . از هر جانب سالكان طريق و طالبان مسلك ايقان و تحقيق رو به خدمتش آوردند تا از ميامن انفاس زكيهاش كسب درجات نمايند و كشف معضلات كثرت و ازدحام اهل ارادت او را مانع ارتياض وجد در عبادات آمد . لهذا از كوه نمك مهاجرت كرده به كوه ديگر در جام مقام نمود و شش سال ديگر در اين جبل ، جمل نفس را در زير بار رياضت داشت و همت بر تكميل آن مىگماشت تا بارش به منزل رسيد و سفينهء مرادش به ساحل .
از عالم غيب و ساحت لا ريب مورد الهام شد كه مدت خلوت و عزلت منقضى گشته وقت معاشرت و مراودت است . بايد به ارائهء طريقپردازى و سرگشتگان وادى حيرت را هادى راه تحقيق باشى . آنوقت به موجب الهام به ارشاد پرداخت و بسيارى را سالك راه رشاد ساخت .
از كرامات او يكى اينكه پيش از وقت خبر داده بود كه سلطان بر كيارق در باطن به طايفهء اسماعيليه ارادت مىورزد و سلطان سنجر به جاى پدر بر اريكهء سلطنت جلوس خواهد نمود . و همانطور شد كه شيخ خبر داده .
و سلطان سنجر در زمان سلطنت خود كمال ارادت را به شيخ مىورزيد و غالبا در امور دولتى و مملكتى با او مشاوره مىفرمود . اگر چه معروف است كه شيخ تحصيل علوم ظاهرى نكرده اما از سنهء پانصد و يك هجرى تا سنهء پانصد و سى و سه ، چهارده جلد كتاب در آداب شريعت و طريقت و حقيقت تصنيف و تأليف نموده و در خلاصة المقامات ابو المكارم سابق الذكر پنج كتاب از چهارده كتاب شيخ را اسم مىبرد و مىنويسد كه ساير كتب شيخ در زمان فتنهء چنگيزى مفقود شد . خلاصه شيخ جام در سن پيرى سفرى به مكهء معظمه زادها الله تعالى شرفا و تعظيما مشرف شد . پس از نيل اين مقصد عالى و مراجعت به جام در محرم سنهء پانصد و سى و شش داعى
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
« 1 » را لبيك اجابت گفته به رياض قرب خراميد .
هامش
( 1 ) - آيهء 27 - 28 سورة الفجر .