تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1983

مساهمون:

ص١٩٨٣
بانى اين شهر شيخ زاهد عابد شهاب الدين احمد جامى است . از نباير او شيخ احمد معروف به شيخ‌زاده است كه يكى از سلاطين هند او را به قتل رسانيد . حالا شهر جام و متعلقات آن به اولاد شيخ‌زاده تعلق دارد و تبعيتى به سلطان ابو سعيد مغول ندارند و با كمال استقلال اين شهر را اداره نموده و صاحب مكنت فراوان هستند . شخصى كه طرف اعتماد بود روايت نمود كه چون ابو سعيد به خراسان سفر كرد در حوالى جام نزديك خانقاه شيخ‌زاده اردو زد . شيخ‌زاده او را در كمال جلال پذيرفته به هر چادر يك رأس گوسفند فرستاد و به هر چهار نفر از آحاد و افراد عساكر نيز يك رأس گوسفند بخشيد و به دواب اردو و چهارپايان علوفه داد . نگارنده گويد اگر چه ما بين جام و خيوق و دشت تركمان مسافت زيادى است اما غالبا اين شهر مورد صدمه و دچار غارت و يغماى تراكمهء خيوق بوده چنان‌كه پنجاه و يك سال قبل از اين ، الله قلى خان والى خيوق دومرتبه در ظرف دو سال به جام تاخته اين بلده را ويران ساخت . در سال اول تمام اهالى قريهء امقان را به اسيرى برد و سال دويم مردم قراى راوند و سى مرغاب به اسيرى رفتند . جام حالا انتها شهر سرحدى بلوك مشهد است با هرات و مدفن شيخ جام عليه الرحمه مىباشد و شرح احوال شيخ بيايد .

ذكر قلاع و قرى و مزارع جام

قلعهء نوش‌آب : ملكى محمد قلى خان جامى . هوايش معتدل و بيست خانوار دارد جديد النسق و از آب قنات مشروب مىشود . اطرافش را ايل سيكخولى كه هزار خانوار مىباشند مرتع خود قرار داده‌اند . نوكر ديوانى ندارد . قلعهء فريمان : خالصهء ديوان اعلى است . از آب رودخانه مشروب مىشود . سيصد و پنجاه خانوار دارد . تيول سوار است . ريش‌سفيد و سركرده نصر الله خان جامى است كه اين قلعه تيول او است . در اطرافش ايل تيمورى و سيكخولى كه جزء هزار خانوار جديد النسق مىباشد واقع شده‌اند . هوايش معتدل است . شرقى جام تا زورآباد خراب است به اين معنى كه دويست قلعهء خراب دارد و سابق همه آباد بوده .