تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1361

مساهمون:

ص١٣٦١
سمت شمال كوههاى ليبان باشد و ديگرى قائم مقامى دروز كه عبارت از مسلمين واقعه در طرف جنوب جبال مزبوره باشد . قائم مقامى دروز « 18 » باوجودى كه در سنهء هزار و هشتصد و چهل و يك عيسوى و در سنهء هزار و - هشتصد و چهل و پنج به خونريزى عيسويان پرداخته بود ، مجددا در سنهء هزار و هشتصد و شصت زايد بر دو دفعهء سابقه اقدام به اين عمل شنيع نمود . طايفهء مارونيت ، پس از آن كه بيچاره ماندند و از هر طرفى از آنها مىكشتند و قاتلشان را دولت عثمانى به هيچوجه مؤاخذه و سياست نمىكرد ، ملجأ شده در بيروت مجلسى از عيسويان براى دادرسى خود ترتيب دادند . ولى غافل از اين‌كه اعتنائى به دادخواهى مجلس مزبور نمىشود . پس از اين‌كه در چند جا عثمانيها به عيسويان مارونيت تاختند و آنها را به قتل رسانيدند و دهاتشان را غارت كرده و آتش زدند ، طايفهء مزبوره همين كه خود را ذليل و بيچاره و از خانه و زندگانى آواره ديدند اضطرارا به داخلهء مملكت رفتند كه بلكه در امان باشند . باز در صعيدا « 19 » ديدند كه تركهاى عثمانى و طايفهء دروز اتفاق كرده درصدد قتل آنها برمىآيند . بالاخره عثمانيها ، محض تقويت و همراهى به طايفهء دروز دو شهر حسبيه و راشيه را به آنها واگذار نمودند و آنها را در تسخير شهر زاهل كه طايفهء مارونيت مىتوانستند حفظ و حراست نمايند حمايت كردند . در دير القمر به كلى عداوت دروزها و رغبت آنها به خونريزى طايفهء مارونيت واضح گشت . عيسويهائى كه در آنجا محصور بودند ، چون آذوقه و ما يحتاج آنها به انتها رسيد و به قول و قرارداد و اطمينان طاهر پاشاى سرتيپ مطمئن شده تسليم شدند ، پس از تسليم ، به چنگ طايفهء دروز و قشون عثمانى افتاده به قتل رسيدند و تقريبا سه ربع از اموال منهوبهء آنها نيز قسمت و نصيب طايفهء دروز و قشونى گشت . ابتدا عثمانيها قدرى جبن كردند كه مبادا فقرهء قتل و نهب عيسويان در تمام ولايات شام منتشر بشود ، ولى در آخر اعتنائى دراين كار نكردند . در دمشق نيز مسلمانها به عيسويان تاختند و در مدت ده روز شش هزار نفر از آنها به قتل رسانيدند و باوجودى كه احمد پاشاى مشير و سردار اكرم آنجا
هامش
( 18 ) - تصحيح قياسى . متن : قائم مقامى مارونيت . ( 19 ) - صيدا درست است .