هجرى سلطان مراد سيم آنها را ايل « 15 » نمود .
مارونيت : يكى از طوايف شام كه در سمت طرابلس شرقى سكنى دارند و با دروزها همكوش ( ؟ ) اند و صد و پنجاه هزار نفر تحقيقا عدد اين طايفه است . اطاعت به يك اميرى كه در بيكلس سكنى دارد مىنمايند .
در سنهء ششصد و سى و چهار مسيحى مطابق سنهء سيزده هجرى در زمان خلافت خليفهء دويم وقتى كه قشون عرب فتح شامات را كرد يوسف نام كه از اعيان بيكلس بود و عيسوى مذهب با تبعهء خود به كوه ليبان پناه جست و از آن وقت تاكنون در آنجا سكنى دارند و كاتوليكى مذهب و تابع پاپ هستند .
تا سنهء هزار و هشتصد و چهل مسيحى مطابق هزار و دويست و پنجاه و شش هجرى رقابت دو طايفهء مزبوره چندان معلوم نمىشد و ظهورى نداشت . چرا كه هر وقت مخاصمتى درميان آنها رو مىداد شاهزاده بشير « 16 » كه آن وقت رياست موروثى به آنها داشته درصدد دفع و رفع آن برمىآمد . تسلط و رياستش بر عيسويها و مسلمانهاى آنجا يكسان بود و دولت عثمانى را نمىگذاشت كه در مقام تقويت مسلمانها برآيد و به طايفهء طرف مقابل اذيت برساند . تا در سنهء هزار و هشتصد و چهل و چهار مسيحى مطابق هزار و دويست و شصت هجرى ، دول همعهد - عليرغم دولت فرانسه - دوباره شام را از محمد على پاشاى مصرى انتزاع نموده جزء دولت عثمانى كردند . دولت عثمانى ايالت ليبان را جزء شامات نمود تا خراجگزار « 17 » به واسطه بشود و بنفسه ايالتى شمرده نشود و اين كار را براى اين كرد كه به طايفهء دروز محض همدينى رعايتى بكند و از آنها تقويت نمايد .
فى الواقع در الحاق كردن ليبان به شام پولتيكى درنظر داشت . اين پولتيك عثمانى آخر كار به جائى منجر شد كه ايالت ليبان منقسم به دو قائم مقام شد : يكى قائم مقامى مارونيت كه عبارت از عيسويان واقعه در
هامش
( 15 ) - ايل به معناى مطيع .
( 16 ) - ظاهرا « شاهزاده » ترجمهء سطحى كلمهء « پرنس » است . اعتماد السلطنه بدون اطلاع عميق از تاريخ عثمانى ، پرنس را شاهزاده ترجمه كرده درحالىكه ترجمهء صحيح آن « امير » است . امير بشير شهرت فراوان دارد .
( 17 ) - متن : خراجگذار .