تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1079

مساهمون:

ص١٠٧٩
طايفهء ديگر و قلت دوام و بقاى سلطنت در يك خاندان . ثانى ضيق مجال و وقت براى مقارنت علم و عمل . و فى الحقيقه اين منقصت نيز راجع به علت اولى بود و غرض از علوم كه فوز به منافع و دفع مضار و فوايد عمومى است در حجاب توارى مستور بود و چون اين مأمول قرين حصول نمىشد ، غالبا اهل مملكت محتاج به عالمان و صنعتگران ممالك خارجه مىشدند . چنان كه در زمان صفويه معماران ابنيهء ايران و نقاشها فرنگى بودند بلكه بيشتر نقاشى عمارات اصفهان و مازندران را كه درآن اوان بنا شده نقاشان هندى و كشميرى كرده‌اند . راه شوسه كه در مازندران صفويه ساخته‌اند مباشر يك نفر مهندس هلاندى بوده . پلها كه در راه مشهور مازندران ساخته بودند از طرز آنها مىتوان دانست كه كار معماران ايران نيست . بالجمله زمان درك اين سعادت و مساعدت اسباب و اقتران نتايج با مقدمات بنابر حكمت و مشيت حضرت واهب العطايا مخصوص به اوان شهريارى اين خسرو عادل صاحبقران بود كه به يمن همت شاهانه آب رفته به جوى آرد و رسوم منطمسه را مجدد نمايد . اگرچه اجداد امجاد پادشاهى - كه تربت ريحان نكهتشان به آب رضوان و مغفرت سيرآب باد - نهال اين ثمر نشانده و تخم اين امل افشانده‌اند ، اما خواست خداوندى جمع اين حاصل و ضبط اين محصول را مخصوص ذات ملكوتى صفات مقدس خواست و اين صحيفه به نام همايون او آراست . كارى كه خدا كرد يقين مصلحتى راست . نتيجه اين‌كه از اول جلوس ابد مأنوس محض استيفا و بهرهء كامل علوم اهالى ممالك محروسه از فوايد و منافع علم و تربيت ، هم همايون بر نشر علوم جديدهء رياضى و طبيعى و شيمى و قواعد متعلقه به نظام سواره و پياده و توپخانه و ساير انكشافات علماى فرنگ مقصور آمد و چنان‌كه در شرح سال قبل ذكر شد بناى مدرسه مباركه دارالفنون در ارگ پادشاهى در محلى كه اكنون واقع درميان خيابان ناصريه و خيابان الماسيه است نهاده و معلمين براى هر علمى از دولت استريه طلبيده و مسيو جان داود مترجم اول دولت عليه كه به اين ماموريت به وينه رفته بود اعليحضرت امپراطور استريه او را با نيل مرام معاودت داده چند نفر معلم با او همراه نمودند و او را به ازاى اين خدمت به عطاى يك رشته حمايل سرخ