و مركز سلطنت را تغيير داده تارك عراق عجم [ شدند ] و عراق عرب را دارالملك خود قرار دادند و شهر طيسفون را بنا كردند . اين اتفاق نيز سبب تغيير وضع و تربيت علوم عجم و تفاوتى كلى دراين كار پديد آمد .
يعنى بقيهء علم اين ملت با معلومات جديد عرب ، نيز با علوم يونانى و رومى مختلط و مركب گرديد . طرح و سبك حجارى طاق بستان ( وستام ) و تباين آن با وضع تخت جمشيد مىنمايد كه استادان اين دو صنعت اهل يك مملكت نبوده و كارى كه در طاق بستان شده به صنايع كاركنان يونان بيشتر شبيه است و مويد اين قول روايت ياقوت حموى است كه در معجم البلدان گويد حجار طاق بستان قطوس بن سنمار بوده . همچنين اسامى معماران معروف معاصر سلاطين ساسانى از قبيل سنمار و شيد كه خورنق و سدير را بنا كردند و بنابر عقيدهء آنها كه ايرن معروف به شيرين زوجهء خسروپرويز را دختر امپراطور روم مريس « 1 » دانند ، نكيسا و باربد دو نفر معلم علم موسيقى بودند كه با شيرين به ايران آمده در رواج اين علم كوشيدند .
به هر تقدير در اختلاط علم عجم با عرب و روم و يونان ريبى نيست و آن را نيز در استيلاى عرب بر عجم حسبنا كلام الله گفته سوزانيدند و اين عمل شنيع مكرر شد . چنانكه طاهر ذواليمينين نيز در حرق كتب ابرامى داشت . اما با عروض اين سوانح و آفات ، بعضى از خلفاى بنى اميه خاصه عمر بن عبد العزيز مهيا و مجد در تجديد مراسم علوم گرديد و چون دور بنى عباس شد به تخصيص هارون الرشيد و مأمون جهدى كردند و به نشر علوم و فضايل پرداختند . كتب علميهء يونانى به عربى ترجمه شد و مدارس و كتابخانهها در بغداد ساخته و به سعى اين دو خليفه و ساير در عراق عرب بيشتر و در ممالك عجم كمتر مجددا علم را رونقى حاصل آمد . ولى تدوين آن مخصوص به زبان عرب شد و از آن وقت علماى نامى و حكماى بزرگ و شعراى ناقد مثل معلم ثانى حكيم فارابى و رئيس - الحكماء شيخ ابو على و ابو على مسكويه و خواجه نصير الدين و قطب الدين و اسحق بن حنين و قرشى ( ؟ ) و فردوسى و مسعود سعد سلمان و انورى و شيخ سعدى و امثالهم به درجهء كمال رسيدند . ولى فقط دو چيز مانع كلى و سبب نقصان بود : يكى سرعت زوال ملك طبقهاى به سبب غلبه و اقتدار
هامش
( 1 ) -Maurice