است كتب حكم و نصايح بعضى سلاطين و بزرگان قديم اين مملكت از قبيل جاماسب و هوشنگ و غيره هنوز باقى و به السنهء مختلفه ترجمه شده محل تمجيد و توصيف اكابر و دانشمندان زمان مىباشد و آثار باقيهء تخت جمشيد نيز اقوى دليل است كه در عهد قديم محترفهء عجم داراى صنعت حجارى و نقارى و علم هندسه و جراثقال و مناظر و مرايا و بعض علوم و صنايع ديگر را به كمال داشتهاند . و اگر از علماى آن قرون كتب و نسخ عديده بهدست نيست - بر خلاف مصنفين لاتين و يونان و مولفين هنود و برهمنان و غيرهم كه نتايج افكار آنها باقى و دفاتر مؤلفهء ايشان موجود است - اين معنى را حمل بر خالى بودن ايران از حكما و فضلا و اطبا و شعرا نمىتوان كرد بلكه اسباب و علل اين امر بر مطالعهكنندگان اخبار سلف معلوم و جهت معين است . يكى آن كه قبل از اسكندر يونانى ، روساى مذهب عجم مقتدر و در كليهء امور مداخله داشتند و حتم بود كه ارباب مناصب از اين طبقه باشند . چنان كه اطباى سلاطين از مغان و اين معنى سبب اختلاط علوم عقليه و نقليه گرديده هر دو در يك مدرسه تحصيل مىكردند . مدارس متعدد نبود و جاى كتب جز در معابد نه . چون اسكندر بر دارا غالب آمد ، معبد چهل منارهء اصطخر را بسوخت و تمام كتب علميه آتش گرفته بر باد فنا رفت و كتابها كه در امتداد زمان سلطنت كيان درآن معبد جمع شده و از عدم اسباب انتشار از قبيل كاغذ محرر تا چه رسد به دارالطباعه و طبعكننده ، هر نسخه منحصربهفرد بود نابود شد و پس از اسكندر كار به ملوك الطوايف مىگذشت و سلطانى مستقل نبود كه مشوق اهل علم شود و فضل و هنر قوت و رواج گيرد و علوم طامسه احيا گردد . سلاطين اشكانى اگرچه اقتدارى داشتند و غالبا با قياصرهء رومة الكبرى مقابلى كرده بر آنها غلبه مىنمودند ، اما تمام همت آنها حصر در حفظ ثغور و حدود خود بود و مجال توجه و اقدام به تربيت علما و نشر علوم و فضايل نكرده ناچار از اين مرحله بر كنار به راه ضرورات ديگر مىرفتند . چون دور سلطنت به ساسانيان رسيد ، مملكت را از سمت عراق عرب و آن نواحى بسطى حاصل و اعراب حيره و شامات را به تدريج استعدادى مهيا شد و پايتخت قياصره از رومة الكبرى منتقل به قسطنطنيه و قرب جوار مورث زحمت بسيار گرديده اين طبقه سلاطين نيز دايما در سرحدات آناتولى با قياصره در جدال بودند و بنابر مصلحت وقت پايتخت
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1077
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٠٧٧