كرده در ركاب شاهزاده فيروز ميرزا به شولستانات و كوهگيلويه آمده ولى خان از استماع اين خبر ، سركردگان را رها كرده خود به كوهستانات فرار كرد . آخر الامر او و كسان و همراهانش را دستگير و غنيمت وافر از آن طايفه به دست آورده و دو قلعهء ديگر را كه موسوم به گل و گلاب است نيز فتح كرده معاودت نمودند و مژدهء فتح را با ولى خان و دو پسرش باقر خان و هادى خان به دار الخلافه فرستادند و آنها را از تهران به اردبيل فرستادند . و ولى خان در اردبيل درگذشت و شاهزاده فيروز ميرزا و معتمد الدوله مورد الطاف كاملهء پادشاهى شدند .
هم درين سال اعلى حضرت پادشاهى به عزم انتظام ولايت گرگان و اترك و تنبيه متمردان كوكلان و يموت ، شاهزاده اردشير ميرزا را به نيابت در دار الخلافه منصوب و از دار الخلافه حركت فرمودند و پس از وصول به چمن كالپوش ، سپاه منصور تراكمهء كوكلان و يموت را به خاك خيوه و گرگانج فرار دادند و در همين چمن ، خبر فتوحات شاهزاده فريدون - ميرزا كه حسب الامر از پيش آمده بود و تصرف قارن قلعه و قتل و نهب تركمانان دشت به سمع مبارك رسيد و از آنجا به مكان موسوم به بىبى شروان نهضت فرموده فريدون ميرزا را پس از غلبهء تمام و اتمام امر فتح و حصول منظورات همايونى احضار و مورد التفات و به وعدهء حكمرانى مملكت فارس مفتخر و شاد فرموده معاودت به دار الخلافه فرمودند .
اما شاهزاده بهرام ميرزا بعد از ماموريت به كرمانشهان چون در انتظام آن حدود و تنبيه متمردين و اشرار و مستمال و مطيع نمودن سران و رؤسا حسن خدمت ظاهر ساخته بود از دار الخلافه فرمان ايالت مجدد با برات سه هزار تومان انعام به جهت نواب ايشان ، از براى قوام الدوله وزير ، ايصال كرمانشهان شد و شاهزاده فرهاد ميرزا از جانب بهرام ميرزا به ايالت خرمآباد لرستان رفت و پس از نصب حاجى ميرزا آقاسى ، قوام - الدوله احضار به دار الخلافه شد و ميرزا موسى نايب رشتى بهجاى او منصوب شد و شش ماه پس از ورود ميرزا موسى ، شاهزاده بهرام ميرزا مأمور به انتظام عربستان شده از كرمانشهان حركت كرد و ميرزا بزرگ قزوينى به وزارت لرستان اختصاص يافت و شاهزاده فرهاد ميرزا با موكب و الا حركت نمود . پس از انتظام و تأمين حدود عربستان و تنبيه متمردان و عزل و نصب بعضى مشايخ و رؤساى عرب و استمالت خائفان ، اردو را
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 919
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٩١٩