آذربايجان احضار دربار و قهرمان ميرزا به نيابت حضرت وليعهد مأمور آذربايجان شد .
هم در اين سال از جانب اعلى حضرت سلطان عثمانى سلطان محمود - خان ، كمال افندى و اسعد افندى با هدايا و نامه [ به ] تعزيت خاقان مغفور و تهنيت اعلى حضرت شهريارى آمده عهدنامهء دولتين را مستحكم كرده بازگشتند .
و چون حضرت همايون را عزيمت يورش گرگان بود و توقف ظل السلطان در دار الخلافه صلاح حال دولت نبود امر رفت تا او را به همدان و از آنجا به مراغه و از مراغه به اردبيل بردند و فرزندش سيف - الملوك ميرزا را به قزوين فرستادند و فريدون ميرزا را با حسن خان سارى اصلان از پيش مامور گرگان فرمودند .
از وقايع اين سال نيز اين است كه قلعه سفيد و بعضى قلاع ديگر كه از قلاع حصينهء قديمهء فارس و در استحكام و سختى مشهور تواريخ است و پيوسته مأمن اشرار و راهزنان آن حدود و در اين اوان در تصرف ولى خان پسر خوب يار خان ممسنى بوده و ذخاير و غنايم وافر در آنجا انباشته و خود او در اين اوقات كه شاهزاده فيروز ميرزا فرمانفرماى فارس شده بود و هم به ملاحظهء اينكه صبيهء او در حبالهء نكاح تيمور ميرزا پسر فرمانفرما بود ضرورة بر خلاف سابق سر اطاعت پيش آورده به شهر آمده بود و بعد چون خود را گرفتار ديد از آمدن پشيمان شده براى استخلاص خود كارگزاران فارس را به تصرف دادن قلعه سفيد و تسليم نمودن جواهر منهوبه و ذخاير مكنوزه در جبال و قلاع فريب و نويد داده محمد طاهر - خان قزوينى را با جمعى سرهنگان و صاحبمنصبان و چند فوج و عراده توپ مامور كرده چون به حوالى قلعه سفيد رسيدند ، ولى خان حكم كرد تا تفنگچيان از قلعه به زير آمده قلعه را به تصرف دادند . كارگزاران دولت را از تصرف قلعه غرورى دست داده با ولى خان و كسان او بناى سختگيرى و بىاحترامى گذاشتند . آنها هم نيمشبى از طايفهء ديگر استمداد خواسته به اردوى سپاه منصور تاخته محاربتى سخت كرده محمد طاهر خان و ساير صاحبمنصبان را گرفته به راه جبال فرار كردند .
ولى خان به جهت تحصن خواسته بود به قلعه درآيد ، افواج ساخلوى آنجا مانع آمده بودند . اما اين خبر كه به معتمد الدوله رسيد لشكرى فراهم
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 918
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٩١٨