به تحقيق امور اهالى ملاير و آوردن ضباط مأمور فرمودند . پس از آمدن اهالى ملاير ، حضرت خاقانى محاكمه را به محضر شرع جناب حاجى سيد محمد باقر شفتى گيلانى محول فرمودند و بعد از طى محاكمات ، باز شيخعلى ميرزا را به حكومت ملاير فرستادند و فرمانفرما را به واسطهء ملخخوارگى فارس دويست هزار تومان تخفيف داده با پسرهاى برادر خود به فارس معاودت دادند و موكب خاقانى از اصفهان به دار الخلافه مراجعت فرمود . و خبر رسيد كه خسرو ميرزا كه از يزد مأمور شد از راه بيابان طبس به ارض اقدس رود قلعهء سلطانآباد ترشيز را كه جعفر قلى - خان برادر محمد تقى خان عرب ميش مست حاكم ترشيز در آن متحصن شده بود و بناى سركشى گذاشته به امر نواب نايب السلطنه مسخر كرده و غنيمت زياد به چنگ آورده است .
هم در اين سال جان مكدانلد كينر وزيرمختار دولت انگليس كه در سال هزار و دويست و چهل و يك به سفارت ايران آمده و مقيم تبريز بود درگذشت . اگرچه رسم آن دولت اين بود كه در صورت فقدان سفير ، نايب اول بهجاى او منصوب باشد ولى چون تصديق خود سفير هم دخيل بود بعد از وزيرمختار ، نوشته به خط و مهر ابراز شد كه مستر كمپل نايب دوم خود را ايلچى كرده و دولت انگليس هم امضاى آن وصيت را نموده سفير مزبور به دار الخلافه آمده به حضور خاقان رسيده هداياى آن دولت را گذرانده اقامت جست .
هم در اين ايام نظر على خان قاجار قزوينى كه به سفارت سند رفته بود با منشى محمد على نام فرستادهء مير مراد على خان حاكم سند و عريضهء او به حضور خاقانى بار يافته جواب عريضه را صادر و او را مخلع و مرخص فرمودند .
هم در اين سال ، به واسطهء غيبت نواب نايب السلطنه در سرحدات آذربايجان و طرف اروميه و كردستان كه منتهى به ثغور عثمانى مىشود بعضى بىنظميها از خودسرى سرحدداران رو داد و به حسن اهتمام محمد خان امير نظام نظم يافت .
هم در اين سال ، اميرزاده بهرام ميرزا « 4 » از حكومت قراجهداغ
هامش
( 4 ) - بهرام ميرزا پسر دوم عباس ميرزا .