خاقانى روانه داشت و حسنعلى خان جوانشير از راه بمبئى آمده به سبب نسبت چاكرى به دولت ايران از ملكم بهادر خان انگليسى حاكم آن شهر تعارف ديده دو ماه قبل از وصول فرستادگان سند در همين سال به دار الخلافه آمد و از اظهار اين خدمات مورد الطاف پادشاهى شد . مأمورين و هداياى سند هم در يازدهم ربيع الثانى سنهء هزار و دويست و چهل و شش به تهران رسيدند . و از مطالب والى سند ، يكى شكوه از تعديات حاكم كشمير و ديگرى يا ساق قزلباشيهء كابل و تمناى ديگر ماموريت يكى از شاهزادگان دولت عليه به كابل بود تا از تعرض حاكم كشمير ايمن ماند . امناى دولت ، مستدعيات او را محول به وقتى خاص داشته نظر على خان قاجار قزوينى نايب ايشيك آقاسى باشى را به سفارت سند مامور و يك قبضه شمشير خراسانى و يك دست خلعت مفتول باف براى مير مراد على خان حاكم سند و انعام و خلعت به فرستادگان او مرحمت فرموده از دار الخلافه روانه شدند .
نيز در اين سال عبد الرضا خان يزدى ، يكى از حكام بلوكات كرمان را محرك شورش شده حاكم مزبور سر از انقياد پيچيده متحصن شد و اين امر مذكر خيانتهاى سابق او شده شجاع السلطنه از كرمان بىاستيذان از حضرت صاحبقرانى به تسخير يزد و گرفتن عبد الرضا خان آمد و بناى محاربه گذاشتند . و سيف الدوله ميرزا ، نظر به اينكه حكومت يزد با پدر ايشان نواب ظل السلطان بود ، از طرف حضرت خاقان ، به اصلاح امر رفت .
رفتن اميرزاده ، عبد الرضا خان را در مخالفت جرىتر نمود . نواب نايب - السلطنه كه در آن وقت مأمور خراسان شده بودند از آذربايجان به دار الخلافه آمده پس از اصغاى مطالب مكنونهء خاقانى اول به يزد رفتند . عبد الرضا خان با مصحف و شمشير به استقبال آمده معفو شد و شاهزاده نايب السلطنه عزيمت كرمان فرمودند و شجاع السلطنه را به دار الخلافه فرستادند .
هم در اين سال ، موكب پادشاهى براى انتظام امور و رفع نقار از ميان فرزندان كرام ، آهنگ سفر عراق و روز پنجشنبه ششم ذيحجه از دار الخلافهء تهران حركت فرمود ، شنبه هشتم وارد بلدهء قم و از آنجا به كمره تشريف بردند . حسام السلطنه محمد تقى ميرزا والى بروجرد و شيخ - الملوك شيخعلى ميرزا حاكم ملاير و محمد حسين ميرزا حشمة الدوله
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 895
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٨٩٥