جعفر قلى خان نوائى و ميرزا مقيم مستوفى و دوستعلى خان معير الممالك بسطامى به اين مرض درگذشتند . لهذا اردوى شاهى دههء عاشورا را به همدان و بعد به بروجرد حركت كرده در بيست و چهارم محرم هزار و دويست و سى و هشت به دار الخلافه وارد شدند .
در هزار و دويست و سى و هشت بعد از ورود موكب خاقانى به تهران در اواسط ربيع الاول ، ميرزا عبد الوهاب معتمد الدوله از خراسان و شيخ موسى نجفى كه از علماى اماميه و مامور استرداد مندليج و ساير بلاد عراق عرب بود و حسينعلى ميرزا فرمانفرماى فارس به تهران رسيدند ؛ و حسنعلى ميرزاى شجاع السلطنه كه متهم بود به اينكه داعيهء سلطنت دارد نيز از خراسان به تهران آمده از حكومت استعفا كرد ؛ و محمد ولى ميرزا به ايالت يزد مأمور گرديد .
در بهار اين سال ، جشن نوروزى در تهران فراهم آمد و از طرف سلطان محمود خان سلطان عثمانى ، محمد امين رئوف پاشا سر عسكر ارزنة الروم مامور مصالحه و معاهدهء دولت ايران گرديد . و از طرف دولت ايران ميرزا محمد على آشتيانى مستوفى به جهت انعقاد مصالحه به ارزنة الروم رفت .
هم در اين سال ، اهالى مندليج كه تبعيت عثمانى را قبول كرده و با داود پاشا والى بغداد مراوده پيدا نموده و يك دسته از قشون عثمانى را در شهر راه داده و اين حركت موجب تغير اولياى دولت عليه شده بود پنج هزار سوار به سردارى خسرو خان گرجى به اعانت محمد حسين ميرزاى حشمة الدوله و قشون كرمانشاهى مأمور تنبيه اهالى مندليج شده بعد از تسخير مندليج ، خسرو خان حاكم آنجا شد و محمد حسين ميرزا آن وقت لقب حشمة الدوله يافت و شمشير مرصعى به او مرحمت شد . و بعد از اين فتح ، ميرزا صادق وقايعنگار مروزى از تهران به بغداد سفر كرده شروط مفصلهء ذيل را به داود پاشا والى بغداد اظهار كرده داود پاشا كه در به دو حال از تقويتيافتگان اين دولت بود قبول شروط كرده وقايعنگار را خرسند معاودت داد .
شرط اول :
آنكه از خانقين تا بغداد در سر جسر و شريعهء امام اعظم از زوار ايران ، باج خواستن موقوف باشد .