گويد تكاب الكهاى است در خاك نيشابور كه دار الحكومهء آن توزآباد ( بوياباد ) است . اين الكه داراى هشتاد و دو قريه مىباشد . و تكاب نيز قريهاى است در خوزستان .
تل بلخ [ مع - مر ] :
قريهاى است نزديك بلخ كه آن را « تل » و گاهى نيز « ماه البلخ » مىنامند .
تل المخالى [ مع - مر ] :
مخالى جمع مخلاة است كه توبرهء اسب باشد . و اسم موضعى است در خوزستان . و در نزديكى سرمنراى تپهاى است كه آن را نيز بههمين اسم مىنامند .
تليان [ مع - مر ] :
به كسر تاء و لام از قراى مرو است .
تمار [ مع - مر ] :
شهرى است در كوهستان طبرستان از طرف خراسان .
تمين تمندان [ مع - مر ] :
شهرى است در مكران و در نزديكى آن كوهى است كه در آن نشادر مىگيرند . يكى از اهالى آن شهر اين تحقيقات را براى من كرد .
تنكابن :
قسمتى از خاك گيلان است .
مؤلف گويد تنكابن تقريبا هشتاد پارچه ده كوچك و بزرگ ييلاقى و قشلاقى است . اين ناحيه را با دو ناحيهء ديگر كه كلارستاق و كجور باشد محال ثلاثه گويند و در هرسه محال گندم و جو و شلتوك و مركبات و ميوهجات غير از زردآلو و نيشكر و ابريشم در دهات قشلاقى به عمل مىآيد . عجب اين است كه در اين نواحى جائى است كه مركبات موجود است و به فاصلهء يك ميدان در همانجا به هيچوجه مركبات وجود نمىيابد و سبب اين است كه بعد از باريدن برف و صاف شدن هوا بر روى برگ درختها شبنم مىافتد . باد ارز كه در تمام صفحات مازندران وزان است به هرجا وزيد درختها را حركت مىدهد و شبنمها مىريزد و درختها را