ملك بخصوص تمام اعيان خانهاش چنين بود كه هركس موافق ارادهاش رفتار نمايد .
نهم :
و همچنين وشتى نام ملكه در سراى شاهى ملك احشويروش زنان را ضيافت نمود .
دهم :
و در روز هفتمين ، حينى كه قلب ملك از شراب « 5 » خوش بود ، مهومان ، و بزثان ، و حربونا ، و بگثا ، و ابگثا ، و زيژ ، و كركس « 6 » هفت خواجه سرائى كه در حضور ملك احشويروش خدمت مىكردند ملك امر فرمود .
يازدهم :
كه وشتى ملكه را با تاج ملوكانه به حضور ملك بياورند تا آنكه به قوم و سرداران زيبائى او را نشان دهد . زيرا كه خوش منظر بود .
دوازدهم :
اما وشتى ملكه به رفتن از فرمان ملكه با خواجهسرايان انكار نمود و ملك بسيار غضبناك شد و غضبش در قلبش شعلهور شد .
سيزدهم :
پس ملك به علمائى كه به زمانها عارف بودند مشورت نمود . زيرا كه عادت ملك به تمام كسانى كه شريعت و احكام مىدانستند برين وجه بود .
چهاردهم :
و مقربان او ، كرشنا ، و شيتار ، و ادماتا ، و ترشيش ، و مرس ، و مرسنا ، و مموكان هفت سروران فارس و مادى « 7 » بينندگان روى ملك بودند « 8 » و در مملكت صدرنشين بودند .
هامش
( 5 ) - ايضا : « اشراف » .
( 6 ) - تورات : « مهومان » ، بزتا ، حربونا ، بغتا ، ابغتا ، زاتر ، كركس » .
( 7 ) - متن : « مداين » .
( 8 ) - يعنى كسانى كه مىتوانستند شاه را از نزديك هرروزه ببينند و به عبارت ديگر خاصان و مقربان .