را در حينى كه مىخواست سوار اسب شود به چنگ آوردند و در آن مكان كه لطفعلى خان به چنگ آمد به حكم شهريار عظيم الاقتدار از سر همراهان او منارى برپا كردند .
حمد الله مستوفى گويد بم از اقليم سيم و قلعهاى حصين دارد .
هوايش از جيرفت خوشتر و به گرمى مايل است .
صاحب آثار الاول گويد بم شهر خوبى است در فارس . باغات و ميوهجات خوب دارد . مردم آن دولتمند و صاحب نعمت مىباشند .
پارچههاى ريسمانى خوب در اين شهر مىبافند . مؤلف گويد در صورت صحت قول صاحب آثار الاول اين بم غير از بم كرمان است .
بنان [ مع - مر ] :
قريهاى است در مروشاهجان .
بنجديه [ مع - مر ] :
كلمهاى است فارسى يعنى پنج قريه « 2 » و آن عبارت است از پنج ديه نزديك بههم در نواحى مرو الرود در خراسان كه سابقا مجزا و منفصل از يكديگر بودند . ولى بعدها آباد و معمور و متسع شده به يكديگر پيوسته به منزلهء محلات يك شهر شدند . من در سنهء ششصد و شانزده قبل از استيلاى مغول بر خراسان و قتل و غارت ايشان از آنجا مفارقت و مسافرت نمودم « 3 » .
در آنوقت معمورترين شهرهاى خراسان بود . اما نمىدانم عاقبت كار او در فتنهء مغول چه شد . گاهى پنج ديه را معرب كرده فنجديه مىگويند .
سمعانى منسوب به پنج ديه را خمسقرى ( خمقرى ) گفته مركب از خمس و قرى . و گاهى مختصر و مخفف نموده بندهى مىگويند . بعضى از اهل فضل منسوب به اين بلدند از جمله ابو عبد الله محمد بن عبد الرحمن بن محمد بن مسعود بن احمد بن الحسين بن مسعود المسعودى پنجديهى است كه مردى فاضل و اديب بوده و مقامات حريرى را شرحى نوشته كه محشى به اخبار و حكايات بود .
هامش
( 2 ) - امروزه اين نقطه « پنج كنت » ناميده مىشود . آثار هنرى و نقاشيهاى ديوارى كه در اين نقطه پيدا شده از اسناد موثق فرهنگ ميترائى و مانوى مىباشد .
( 3 ) - سخن ياقوت حموى است كه اعتماد السلطنه بدون ذكر مأخذ نقل كرده است .